پنجشنبه، ۲ آذر ۱۳۹۶ | Thursday, 23. November 2017

تیتز (54)

mozakeratقدرت مسلط بر ایران؛ به خصوص راس هرم سیاسی، با مذاکرات هسته ای بیشتر به دنبال حل مشکلات اقتصادی بارفع تحریم هاست. هر چند گفته شده این مذاکرات آزمونی برای مذاکره با آمریکایی ها در دیگر مسائل است؛ اما مجموعه عناصر و عوامل در کنار یکدیگر نشان می دهد آنها نیازمندند که نوعی منازعه خفیف با آمریکا را در گفتمان مشروعیت بخش قدرت مستقر در ایران هم چنان و همواره حفظ کنند.

khameniee2دوران تغییر رهبر جمهوری اسلامی، «مهم ترین فرصت برای بزرگترین رفرم» در جمهوری اسلامی است. نباید این فرصت تاریخی را از دست داد. مخصوصا برای کسانی که به تغییر و اصلاح در حد رئیس جمهور و حتی چند نماینده مجلس بها می دهند، اصلاح جایگاه و شخص و رفتار «رهبر» با قدرتی چندین برابر رئیس جمهور و مجلس و طول مدتی بسیار بیشتر امری خطیرتر و استراتژیک تر است؛ هر چند ممکن است بسیاری از نیروهای تحول خواه و حتی اصلاح طلب به لحاظ فکری؛ اعتقادی به این اصل فقهی و سیاسی نداشته و آن را به لحاظ مذهبی «شرک» و به لحاظ سیاسی ضددموکراسی و ضدملی بدانند.

چهار سال گذشت از نبودن «هدی» مطلب ویژه

پنج شنبه, 21 خرداد 1394 ساعت 06:19

saber1در درون هدی چه گذشت که به این تصمیم رسید. برای او نفس اعتراض مهم بود نه نتیجه اش. و این اخلاق «وظیفه گرا» ست و نه اخلاق «نتیجه گرا». و بالاتر از آن؛ اگر در آن لحظه زلزله ای می آمد و کل آدمیان کره زمین را نابود می کرد و تنها او یک نفر زنده می ماند؛ هدی باز همین اعتراض را می کرد. می خواست در درون خودش و با وجدان خودش کنار بیاید؛ هاله را مظلومانه کشتند. من نباید هیچ عکس العملی نشان دهم؟ نه فقط در برابر ظالمان وقاتلان هاله. در برابر جهان و هستی. در برابر خودم و وجدانم. مطمئنم باز هدی اعتصاب می کرد تا لب مرگ . نه صرفا به عنوان اینکه ظلم را اگر مغلوب نمی توان کرد رسوا می توان ساخت که اخلاق «وظیفه» است ولو «نتیجه» ای حداقل در افق دید کوته نگر پراگماتیست های میمینمالیست نداشته باشد. بلکه این بار به خاطر «فضیلت». نفس فضیلت.

ادب نقد و منطق دوگانه

دوشنبه, 11 خرداد 1394 ساعت 04:09

facebook1نکته مهم قابل ذکر در مورد هر فرد که برخی می توانند غیرمسئولانه آنها را جاسوس یا حقوق بگیر و عامل اسرائیل یا آمریکا یا اطلاعات ایران بدانند این است که باید به مجموعه مواضع فرد در کنار هم توجه کرد و حتی با قابل نقد دانستن بخشی از مواضع یک فرد اما با کنار هم قرار دادن آن با دیگر مواضع وی برخورد منصفانه و جامعی با وی داشت و بی مهابا و با خشم وعصبانیت وی را عامل اسرائیل و آمریکا یا اطلاعات ایران ندانست. ضمن آن که اساسا نقد و آسیب شناسی با برخورد براندازانه و فحاشی و تخریب شخصیت و توهین به افراد مرز روشن وساده و آشکاری دارد. به خصوص وقتی افراد مورد نقد از سوهای مختلف ماجرا؛ چهره های شناخته شده و مورد احترام عده کم یا زیادی حداقل در حوزه فعالیت خود (اعم از حوزه سیاست و فعالیت مدنی و حقوق بشری و رسانه ای و...) باشند.

"اطلاعات" بیخ گوش اپوزیسیون

سه شنبه, 29 ارديبهشت 1394 ساعت 05:16
ettelaatاطلاعات با شیوه های گوناگون سعی می کند افرادی را وادار به همکاری خود سازد. برخی از این افراد بعد از مدتی شرم و حیای اولیه و عذاب وجدان خود را از دست داده و با توجیهاتی درونی، با طیب خاطر به همکاری می پردازند و حتی برای جذب افراد جدید به اطلاعات تلاش می کنند. اما برخی دیگر از این افراد بعد از رهایی از فشارها و اضطراب های اولیه؛ دچار عذاب وجدان می شوند و دوستان شان را در جریان می گذارند و دست رد به سینه اطلاعات می زنند. بعضی نیز راه میانه ای را در پیش می گیرند و بدون اینکه به اطلاعاتی ها "نه" بگویند اما دوستان شان را در جریان می گذارند و حتی تصریح می کنند آنان پیش وی چیز مهمی را واگویه نکنند و برخی نیز کلا از جمع های سیاسی دوستان شان فاصله می گیرند تا مجبور به دادن اطلاعات آن ها به نیروهای امنیتی نباشند و در برابر فشار نیروهای امنیتی برای رفتن به جمع های سیاسی با توجیهات مختلف مخصوصا مشکلات زندگی و... طفره می روند.
 

اسرائیل بیخ گوش ایران

پنج شنبه, 17 ارديبهشت 1394 ساعت 22:00

esraielخبرها و شنیده‌های جدی حکایت از آن دارد که در سالیان اخیر «مسئول» میز اسرائیل در اطلاعات سپاه به اتهام جاسوسی برای اسرائیل دستگیر و پس از ماه‌ها بازجویی اعدام شده است. همین اتفاق در سال گذشته برای «مسئول» میز اسرائیل در وزارت اطلاعات نیز اتفاق افتاده و او نیز همان فرجام هم ردیف خود در اطلاعات سپاه را داشته است. همه گان می دانیم وقتی «مسئول» میز اطلاعاتی یک کشور در یک نهاد امنیتی، جاسوس همان کشور از آب در می آید یعنی چه و چه فاجعه ای به بار آورده و تبعات ویرانگرش چقدر می تواند هم چنان ادامه داشته باشد.

شورای رهبری «خلاف» قانون اساسی است

یکشنبه, 13 ارديبهشت 1394 ساعت 15:40
yazdi2آقای هاشمی در سال‌های اخیر جهتگیری‌های مثبتی داشته است . علیرغم برخی مواضع گاه عجیب به طور مثال درباره مسئله رفع حصر رهبران جنبش سبز. اما اشتباه وی در باره طرح مکرر «شورای رهبری» در مواقع مختلف چه دلیلی جز فراموشی وی دارد؟ هرچند نمی‌توان با اطمینان علت این اشتباه را  تبیین کرد.
علیرغم صراحت قانون جدید بر حذف این شورا؛ آقای هاشمی در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی و روزنامه شرق در پاسخی مرتبط با همین مسئله  بحث «شورای رهبری» را مطرح می‌کند...

چرا «داد» معلمان فریاد نمی شود؟

شنبه, 05 ارديبهشت 1394 ساعت 23:55

moalemاین تجمعات نماد و صدای اعتراض "پرکارمندترین" و در عین حال "فقیرترین" وزارتخانه در بین مجموعه وزارتخانه‌ها و دستگاه اجرایی کشور است.معلمان اما یک ویژگی دیگر نیز دارند. آن‌ها به لحاظ "فرهنگی" سازنده نسل آینده کشورند و به لحاظ اجتماعی و سیاسی در میان اقشار مختلف کشور؛ جدا از خانواده‌های خود، با میلیون‌ها خانوار کشور و به قولی با دو سوم خانواده‌های ایرانی سروکار دارند. به نظر نمی‌رسد هیچ قشر دیگری این اندازه "اتصال اجتماعی" داشته باشد...

چهار برخورد با بیانیه لوزان

پنج شنبه, 20 فروردين 1394 ساعت 22:44

louzan1در رابطه با توافق‌نامه لوزان  دسته چهارم همانند دسته سوم با استقبال از حل و فصل معضل هسته‌ای و برگشتن از نیمه ضرر و همراهی با خوشحالی مردم و تأکید بر مثبت و موفق بودن تنش‌زدایی بین المللی؛ از سیاست هسته ای و تیم مذاکره کننده دولت تشکر کردند. اما بخش عمده ای از این طیف این برخورد را «کافی» ندانسته و بر اساس سیاست «حجت»محور و نه «قدرت»محور خود و نیز بنا به ضرورت تکمیل و تکامل سیاست تنش زدایی هسته ای با دیگر برنامه های اقتصادی و سیاسی خارجی و داخلی؛ به طرح مطالبه /مشاوره‌هایی برای ادامه این حرکت دیپلماتیک – اقتصادی پرداختند و با توجه به نظریه محوری و تجربه پرهزینه تاریخی خود مبنی بر ضرورت حرکت موازی توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی با یکدیگر؛ هم به ضرورت ادامه و تعمیم سیاست تنش زدایی از حوزه هسته‌ای به کل سیاست خارجی کشور به خصوص در منطقه خاورمیانه تأکید نمودند و یا موفقیت سیاست اقتصادی (که برخلاف همه دوره‌ها که خود هزینه پرداز سیاست بود، حال سیاست برایش هزینه می‌پرداخت) را در تداوم آن در اصلاح سیاسی – اقتصادی داخلی به ویژه با نظم و انضباط دادن به نهاد ها و موسسات بزرگ اقتصادی که از مدیریت و کنترل دولت فرار می‌کنند، دانستند.

(مولوی«دیوان شمس»غزلیات)a8

ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان/

بر شاخ و برگ از درد دل بنگر نشان بنگر نشان/

ای باغبان هین گوش کن ناله درختان نوش کن/

نوحه کنان از هر طرف صد بی‌زبان صد بی‌زبان/

هرگز نباشد بی‌سبب گریان دو چشم و خشک لب/

نبود کسی بی‌درد دل رخ زعفران رخ زعفران/

حاصل درآمد زاغ غم در باغ و می کوبد قدم/

پرسان به افسوس و ستم کو گلستان کو گلستان/

کو سوسن و کو نسترن کو سرو و لاله و یاسمن/

کو سبزپوشان چمن کو ارغوان کو ارغوان/

کو میوه‌ها را دایگان کو شهد و شکر رایگان/

خشک است از شیر روان هر شیردان هر شیردان/

کو بلبل شیرین فنم کو فاخته کوکوزنم/

طاووس خوب چون صنم کو طوطیان کو طوطیان/

خورده چو آدم دانه‌ای افتاده از کاشانه‌ای/

پریده تاج و حله شان زین افتنان زین افتنان/

گلشن چو آدم مستضر هم نوحه گر هم منتظر/

چون گفتشان لا تقنطوا ذو الامتنان ذو الامتنان/

جمله درختان صف زده جامه سیه ماتم زده/

بی‌برگ و زار و نوحه گر زان امتحان زان امتحان/

ای لک لک و سالار ده آخر جوابی بازده/

در قعر رفتی یا شدی بر آسمان بر آسمان/

گفتند ای زاغ عدو آن آب بازآید به جو/

عالم شود پررنگ و بو همچون جنان همچون جنان/

ای زاغ بیهوده سخن سه ماه دیگر صبر کن/

تا دررسد کوری تو عید جهان عید جهان/

ز آواز اسرافیل ما روشن شود قندیل ما/

زنده شویم از مردن آن مهر جان آن مهر جان/

تا کی از این انکار و شک کان خوشی بین و نمک/

بر چرخ پرخون مردمک بی نردبان بی نردبان/

میرد خزان همچو دد بر گور او کوبی لگد/

نک صبح دولت می دمد ای پاسبان ای پاسبان/

صبحا جهان پرنور کن این هندوان را دور کن/

مر دهر را محرور کن افسون بخوان افسون بخوان/

ای آفتاب خوش عمل بازآ سوی برج حمل/

نی یخ گذار و نی وحل عنبرفشان عنبرفشان/

گلزار را پرخنده کن وان مردگان را زنده کن/

مر حشر را تابنده کن هین العیان هین العیان/

از حبس رسته دانه‌ها ما هم ز کنج خانه‌ها/

آورده باغ از غیب‌ها صد ارمغان صد ارمغان/

گلشن پر از شاهد شود هم پوستین کاسد شود/

زاینده و والد شود دور زمان دور زمان/

لک لک بیاید با یدک بر قصر عالی چون فلک/

لک لک کنان کالملک لک یا مستعان یا مستعان/

بلبل رسد بربط زنان وان فاخته کوکوکنان/

مرغان دیگر مطرب بخت جوان بخت جوان/

من زین قیامت حاملم گفت زبان را می هلم/

می ناید اندیشه دلم اندر زبان اندر زبان/

خاموش و بشنو ای پدر از باغ و مرغان نو خبر/

پیکان پران آمده از لامکان از لامکان/