دوشنبه، ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ | Monday, 18. June 2018

تیتز (60)

IMG 2959جاه‌طلبی ام‌المفاسدی است که بیشتر هنجارشکنی‌های اخلاقی در سیاست از آن نشات می‌گیرد. فرد جاه‌طلب برای رسیدن به مقصود خود چه در ساخت بزرگ قدرت و چه در بسترهای کوچک‌تر آن، به آب و آتش می‌زند. جاه‌طلبی نزدیک‌ترین فاصله را برای تخریب و حذف نه تنها نیروی مقابل خود بلکه حتی رقبای داخلی خود با شیوه های غیراخلاقی دارد// شاید حسادت، باورنکردنی‌ترین خصلت جاه طلب ها باشد. اگر روزی داستان حسادت‌های برخی مشاهیر دنیای سیاست و قدرت نوشته شود شگفت‌انگیزترین کتاب طول تاریخ خواهد شد! از حسادت‌های عشقی گرفته تا حسادت‌های سیاسی. از حسادت حتی به خویشان و نزدیکان‌شان گرفته تا به رقبای‌شان. جاه‌طلبی و حسادت دو روی یک سکه‌اند.

سه گرایش درونی بلوک دموکراسی خواهی ملی

پنج شنبه, 06 خرداد 1395 ساعت 15:04

jenahbandiاینک می توان آشکارا سه گرایش درونی را در بلوک سیاسی که خواهان «اصلاح/ تغییر» تدریجی و مسالمت آمیز در وضع موجوداند و در میان حامیان جنبش سبز؛ اصلاح طلبان دوم خردادی؛ طیف ملی – مذهبی ها؛ جمهوری خواهانو دیگر افراد و نیروهای متنوع حامی این راهبرد مشاهده کرد/// شاید بتوان این سه گرایش را گرایش محافظه کار دولت/ انتخابات محور(محافظه کاربه معنایی که در علوم سیاسی به کار می رود)، گرایش رادیکال جامعه محور (و به تعبیری رادیکال سبز) و گرایش میانه با استراتژی ترکیبی (دولت - جامعه مدنی) نام گذاری کرد. این نامگذاری ها صرفا توصیفی است و از هرنوع داوری ارزشی مثبت و منفی تهی است...

گره چالش رئیس جمهور و رهبر گشوده خواهد شد؟

سه شنبه, 21 ارديبهشت 1395 ساعت 08:05

rouhani-khameneiنکته مهم این جاست که علیرغم اینکه «تعامل» بهترین روش برای یک رئیس جمهور نظام (که جایگاهی متفاوت با مسند اپوزیسیونی دارد) در رابطه با رهبر نظام است؛ اما صورت مسئله به این سادگی نیست. چرا که رهبر در برخی اگر نگوییم بسیاری از موارد اصلا تعامل ناپذیر است و موضع سرسختانه ای دارد/ محمد خاتمی علیرغم گفتار درمانی و طرح آرام سخنانی بدیل رهبر، اما معمولا سعی می کرد چالش صریحی با گفتار رهبر نداشته باشد، برخلاف برخی مواقع در مواضعی که هاشمی و روحانی می گیرند. این روحیه و رویه می تواند هم از اعتماد به نفس بالاتر آنها نشات بگیرد و هم از وضعیت کنونی بیماری رهبر. در این رابطه اما زبان روحانی و هاشمی زبان الکن و منفعلانه ای است. آنها تا شدت تبلیغات و فشارها زیاد می شود سر را خم می کنند تا موج بگذرد. در این رابطه اما می توانیم به یک زبان واقعا موجود دیگر اشاره می کنیم: زبان علی مطهری...

تجربه مهدی کروبی از تقلب 84

سه شنبه, 07 ارديبهشت 1395 ساعت 00:00

karoubi6اگر دربرابر تقلب محدود در انتخابات 84 ایستادگی صورت می گرفت شاید تقلب وسیع و سازمان یافته 88 اتفاق نمی افتاد/ داعیه کروبی ها این است که سپاه و بسیج در انتخابات برخی شهرها مانند اصفهان به نفع احمدی نژاد تقلب کرده اند و گرنه وی به دور دوم انتخابات نمی رسید. آنها می گویند تمایل طرفداران آقای هاشمی که دست بالا را در وزارت کشور وقت داشتند این بود که هاشمی بالا بیاید و فکر می کردند وی به سادگی احمدی نژاد را شکست خواهد داد. بنابراین چشم بر این تقلب بستند و از آن به عنوان یک انتخابات سالم دفاع کردند/ کروبی ها معتقدند اگر شیخ مهدی به دور بعد می رفت معلوم نبود هاشمی که به سمبل منفی حکومت تبدیل شده بود بتواند بر او غلبه کند. بنابراین آنها احمدی نژاد که بزعم خودشان حریف ضعیف تر بود را ترجیح دادند. حریفی که بعدا به شدت از او شکست خوردند.

mihan8در انتخابات محافظه کاران به کارنامه دولت احمدی نژاد باختند و میانه روها میوه برجام را چیدند. مردم اما با رای خود خواستند روحانی برجام را به فرجامی که توقع دارند یعنی بهبود وضعیت زندگی شان برساند/ انتخابات شورای های دوم که اکثر نیروهای سیاسی حضور داشتند اما مردم نیامدند و انتخابات مجلس هشتم که لیست های انتخاباتی موسوم به لیست خاتمی رای نیاوردند و شکست خوردند هشدار آمیزانه در برابر دیدگان همه است. هر چند معمولا دوره های ریاست جمهوری در ایران دو دوره ای است اما نباید از ترفندهای رقیب زخم خورده و ضعف های دولت اعتدالی در دوره ای که شمارش معکوسش آغاز شده غافل بود. وقتی صحنه فعالیت سیاسی در ایران بیش از پیش انتخابات محور می شود مردم ایران رفتارهای غافلگیرانه زیادی می کنند. این رفتارها همیشه خوشحال کننده نیست/ پیام انتخابات سی بر صفر را طیف اعتدالی و اصلاحی نیز باید بشنود. این پیام فقط برای یک طرف نیست.

ahmadحاکمان امنیتی- نظامی پرونده های سیاسی و عقیدتی همیشه باید از حساسیت های حقوق بشری افکار عمومی جهانی و نهادهای مرتبط با آن هراس و نگرانی داشته باشند.به هیچ بهانه و یا حتی دلیل واقعی، اما فرعی؛ نباید این اصل مهم نقض شود. هر گونه تضعیف صدای حقوق بشری علیه نقض حقوق بشر در کشورهای استبدادی، خواسته و ناخواسته خدمت به سرکوب و شکنجه و نقض حقوق انسان های بی پناه و تحت ستم در مبارزه نابرابرشان است. دستگاه های اطلاعاتی این نوع حکومت ها نیز با حیل مختلف سعی در تخریب و تضعیف این صدا و فعالان حقوق بشری (که بالطبع به سان دیگر افراد می توانند دارای نقاط ضعف فردی مانند جاه طلبی و یا بعضا دارای خطاهای سیاسی و ... در برخی کنش های سیاسی شان نیز بوده باشند) خواهند کرد. همگان باید مراقب باشند به صورت ناخواسته درزمین آنها بازی نکنند و یا توسط افراد متصل به نهادهای اطلاعاتی و امنیتی به چنین بازی های آلوده و خطرناکی کشیده نشوند ...

rouhani1اگر رئیس جمهور نخواهد نه راه خاتمی و نه راه احمدی نژاد را برود و الگوی رفسنجانی رئیس جمهور نیز دیگر منتفی است یعنی نه گفتار درمانی بی حاصل و یا کم حاصل و نه نزاع و قهر و غضب علنی پس باید با چه زبان و به چه نحو رفتاری با رهبر مواجه شود؟ به نظر می رسد حداقل دو زبان و راه به عنوان بدیل مدل های قبل مطرح است: زبان کارشناسی و افکار عمومی// بحث «کارشناسی» مبتنی بر «امنیت ملی» (نه شعارها یا جهت گیری های ارزشی مبتنی بر دموکراسی و رای اکثریت که آقای خامنه ای آن را مایه «خسارت» دانست و یا حقوق بشر و حتی قانون اساسی و فصول و اصول برزمین مانده آن که نسبتش با گفتار رهبر نسبت جن و بسم الله است!) شاید تنها دریچه و معبری باشد که می تواند دیواره ستبر و جزمی گفتار رهبر پا به سن گذاشته و عصبانی از نتایج انتخابات را تا حدی تحت تاثیر قرار دهد و وی و پیروانش را تاحدی خلع شعار کند و گاه بین آنها شکاف بیندازد...

rouhani-khameneiخروجی و نتیجه این دو تفسیر از رای مردم به دو رویکرد متفاوت در امتداد راه می رسد. نقطه اوج این تفاوت نسبتی است که باید بین اصلاح/ اعتدال طلبان با جریان مقابل و به خصوص با راس هرم سیاسی وبه طور مصداقی بین رئیس جمهور و رهبر برای تحقق «همه وعده ها»ی انتخاباتی حسن روحانی برقرار شود.آیا آنها هم چون امثال خاتمی هم چنان باید آشتی جویانه بدنبال همراه کردن رهبر با خود باشند و یا هم چون امثال هاشمی باید به جریان مقابل برای گرفتن امتیاز فشار بیاورند و یا راه سوم و ترکیبی از این دو نیز متصور است. به علت ساخت دوگانه قدرت در جمهوری اسلامی همیشه بین رهبر و رئیس جمهور چالش و کشمکشی نهان و آشکار وجود داشته است. جدا از مدل های آقای بنی صدر و یا محمود احمدی نژاد که به نزاع و یا کشمکش آشکار کشیده شد، مدل های خاتمی و هاشمیِ رئیس جمهورنیز وجود دارد. روحانی راه کدام یک را باید برود و یا می تواند راه جدیدی را در پیش گیرد؟ این ها مسائلی راهبردی و بنیادی است...

این انتخابات به قمارش می‌ارزد

پنج شنبه, 06 اسفند 1394 ساعت 15:27

entekhabatفضای تهران دارد بتدریج اما به سختی انتخاباتی می‌شود، شهرستان‌ها هم همین‌طور. خدا کند موجی راه بیفتد و در یک وزن‌کشی سیاسی در حد همین حداقل‌خواهی سلبی درس خوبی به حاکمان بدهد. این به همت و تلاش بچه‌های کف خیابان – البته خیابان انتخابات – در شهرهایی که رقابت در آنها معنادار است بر میگردد تا مردم را قانع کنند که همین حد ابراز وجود و ابراز نظر کردن و نه گفتن در برابر کسانی که در سیاست خارجی می‌خواهند به سیاست‌های تنش‌زاشان ادامه بدهند و در برابر غرب به روسیه فرصت‌طلب و معامله‌گر تکیه کنند و در منطقه هم می‌خواهند سرمایه‌های ملی را در جنگ‌های نیابتی بی‌حاصل و ضد منافع ملی ما هدر دهند و در داخل هم در را بر همان پاشنه قبل بچرخانند و دنبال نفوذی بگردند، در برابر سیاست‌های میانه‌روانه‌ای که می‌خواهند در جهان و منطقه و در داخل هم تا حدی تعامل کنند؛ ارزش و اهمیت قمار کردن انتخاباتی را دارد

entekhabat1انتخابات پیش رو میدان آزمون رویکرد حداقل خواهی است در مقایسه با رویکردهای تحریم و مطالبه محوری و مشارکت (با داشتن نامزدهای اصلی و موثر) که اینک نقاط ضعف و قوت هریک قابل ارزیابی است. البته با شاخص هایی که ابتدا باید روشن و یکسان شود. در این باره بعد از انتخابات بیشتر می توان به بحث پرداخت/ انتخابات خبرگان در این دوره اهمیت بسیار بیشتری از انتخابات مجلس دارد. تا آن جا که می ارزد برای ورود یا عدم ورود برخی افراد بدان «ریسک» حداقل خواهی را بسیار بیشتر از انتخابات مجلس (در حوزه هایی که رقابتی نسبی وجود دارد) پذیرفت و قمار خبرگان داو هوس برانگیزتری دارد!