چهارشنبه، ۲ اسفند ۱۳۹۶ | Wednesday, 21. February 2018

تیتز (59)

چرا این نقدها را باید جدی گرفت؟

یکشنبه, 29 اسفند 1395 ساعت 13:47

edalatکاشی: انباشته شدن ذهنیت یکی دو نسل از سنخ نولیبرالیسم و پست مدرنیسم، در تولید یک جامعه ضعیف، بی قدرت، اتمیستی و بی افق، فوق العاده موثر بوده/ نیکفر: پشت کردن روشنفکری دینی به چپ، به معنای از دست دادن حساسیت به مسئله عدالت وادراک همدلانه«آه ستمدیدگان»تمام شده.جای یک جریانِ مذهبیِ ترقی‌خواهِ عدالت‌جویِ دموکرات به شدت خالی است.غیرمذهبی‌ها نمی‌توانند این جای خالی را پر کنند.در غیاب این نیرو پوپولیسم و فاشیسم مذهبی قدرت می‌گیرد. روشنفکری دینی، به خاطر پشت کردن به سنت چپ مذهبی و همدستی درکوبیدن آن، تا حدی مسئول این وضعیت است/علیجانی:بی توجهی به «عدالت» باعث دوپارگی دو پویش ناراضیان سیاسی واقتصادی شده. بخشی از دشواری تلاش‌ برای تغییر وضع کنونی ریشه در این نقیصه بنیادی دارد.

تجمعات معلمان را می بینید؟

جمعه, 20 اسفند 1395 ساعت 22:18

19moalem1 اسفند شاهد تجمع اعتراضی معلمان بودیم که گستره جغرافیایی اش  بی سابقه بود/ در فضای سیاسی شاهد اشاراتی به اهمیت جامعه مدنی هستیم. اما این توجه نباید در حد حرف باقی بماند. انعکاس البته  ریاکارانه خبر تجمع معلمان در رسانه های جریان افراطی (علیرغم آنکه پشت صحنه سرکوب اکثر کنش های مدنی همین جریان است) و کم توجهی رسانه های جریان مقابل، تکرار آسیبی است که در جنبش دموکراسی خواهی در ایران به علت غلبه گفتمان لیبرالی و فاصله اش با گفتمان سوسیال – دموکراسی، وجود دارد/ تجمعات معلمان باید دیده شود. آنها با مدنی ترین شکل خواسته های شان را تکرار می کنند. آیا گوش شنوایی هست؟ معلمان قابل گفت و گو هستند نه بازداشت و سرکوب.

کارنامه جمهوری اسلامی

پنج شنبه, 28 بهمن 1395 ساعت 17:43

karnamehمهدی پرپنچی- صفحه دو بی بی سی - 28 بهمن 1395 - با شرکت حسن شریعتمداری، سعید برزین، ایرج مصداقی و رضا علیجانی)

 

برخی از نکاتی که در این میزگرد مطرح کردم:

انقلاب ایران یک انقلاب التقاطی بود و جمهوری اسلامی هم التقاطی است/ انقلاب محصول شراکت نافرجام دو دسته انقلابی روشنفکر و روحانی بود/ روحانیون روشنفکران را حذف کردند/ جمهوری اسلامی روی سه گسل قرار دارد/ جمهوری اسلامی نیمه متمرکز و نیمه متشتت است و به صورت

ژنتیک استعداد اختلاف و انشعاب دارد/ آینده جمهوری اسلامی دست خودش است: یا منعطف می شود و یا می شکند/ مردم به تجربه مطالبه محوری رسیده اند. همه خواست ها موکول به تغییر حکومت نیست...

(بقیه در داخل صفحه)

pargarb نظرات روشنفکر غیردینی در باره روشنفکران دینی مرا دچار دو تردید میکند:چقدر با ادبیات دینی و روشنفکران دینی آشناست؟ تردید دیگرم در باره میزان وقوف بر میزان تاثیرگذاری و موفقیت اجتماعی است. معیار سنجش کار روشنفکر نه تنها «محق» بودن بلکه «موثر» بودن هم هست/روشنفکری غیرمذهبی ما می تواند ببیند در حوزه تولید اندیشه (و نه ترجمه) چقدر زحمت کشیده و تولید داشته است؟ روشنفکری مذهبی اما(چون مشابه خارجی اش کم و محدود است) «مجبور» به تولید بومی بوده و اندیشه ها و نظریاتی «بینافرهنگی»تولید کرده که در حوزه کاری اش (نواندیشی دینی و جهان اسلام) قابل ارائه بوده است/ می توان مواضع سه شرکت کننده را بر دو محور حقیقت و تغییر (یا نظری و عملی)، چنین جمعبندی کرد که آشوری معتقد بود مذهب علاوه بر ابعاد اجتماعی، دارای ابعاد وجودی و اگزیستانسیل نیز هست. وی در حوزه عملی نیز خود را با روشنفکران دینی هم وضعیت و نیازمند تفاهم متقابل می دید. نیکفر معتقد بود در حوزه نظری باید نقد را از نقد مذهب آغاز کرد اما در حوزه عملی می توان روی مسائل مبرم همکاری داشت.آجودانی در هر دو حوزه چندان سر به مهر نبود...

hashem(تصویر دیدار هاشمی با خانواده زندانیان سیاسی پس از خرداد 88 را نشان می دهد)/ خبر مرگ هاشمی غافلگیر کننده بود. اولین چیزی که به ذهنت میرسد این است که حیف! چه نقش ها که می توانست ایفا کند و چه اسرار که با خود برد. آیا مرگ ناگهانی اش هم بخشی از این اسرارخواهد بود؟

هاشمی «عصاره» زشت و زیبای کلیت جمهوری اسلامی بود: تجدید نظر مستمر اما با یک سئانس تاخیر(تاخیری با هزینه های گزاف)؛ ترجیح مصلحت نظام بر مصلحت مردم و ایران؛ سیاست ورزی پشت صحنه و سکوت وعقب نشینی های گهگاهی و ناگهانی وقتی توازن قوا را به نفع خود نمی بیند...

entekhabat00گفتگوی زیتون با رضا علیجانی؛ انتخاباتی با شعار«صرفه جویی برای حکومت؛ رفاه برای ملت»!//در این  شعار دیگر مسئله فساد؛ اختلاس یا کلاه‌برداری نیست. حیف و میل منابع عمومی با تصمیمات سیاسی حاکمیت است/ شعارهایی از جنس «اگر چرخ سانتریفیوژها می چرخند، چرخ اقتصاد هم باید بچرخد» می‌توانند در جذب افکار عمومی موفق شوند. این نوع شعارها در حوزه‌های «مرزی» است یعنی سرمرز خط سرخ های حکومت که در آن دوره پرونده هسته ای بود. این بار می‌تواند حیف و میل وسیع و غیرشفاف منابع ملی ایران در منطقه و به خصوص سوریه را هدف قرار دهد.  موضوع این است که ملت ایران «پولی برای خرج کردن» در سوریه و دیگر جاها ندارد. منطق معروف «چراغی که به خانه رواست؛ به مسجد حرام است»... 

montazeri0وقتی این هسته سخت قدرتمند امنیتی و اقتصادی شدت عمل نشان می دهد در واقع دنبال دو هدف است: یکی دفاع از بقای خودش و دوم استمرار شیوه اش برای حفظ نظام. به عبارت روشن تر این هسته سخت و اتاق توطئه علیه هر گونه اصلاح و تعدیل و اعتدالی در قدرت مستقر وقتی کشتار می کند در 67 و یا قتل های زنجیره ای راه می اندازد در دهه 70 و یا سرکوب می کند در جنبش سبز و یا اینک هر گونه گوشه چشمی به پرونده های گذشته سرکوب و کشتارش و یا پرونده های اقتصادی اش را با شدیدترین عکس العمل پاسخ می دهد تنها به فکر ترساندن و ارعاب نیست بلکه حرکتش عکس العملی در دفاع از خودش است. خود خودش. صیانت از ذات!

روزهای بهت و بغض؛ خشم و امید

دوشنبه, 01 آذر 1395 ساعت 21:05

jeld48روزی از آن روزها که برای کاری بیرون از دفتر ایران فردا بودم، چند تماس ناشناس تحت عنوان «فدائیان اسلام (ناب محمدی مصطفی نواب)» که آن روزها بیانیه های تندشان در صبح امروز بازنشرشده و فضا را دوباره ملتهب کرده بود، با ادبیاتی واحد تهدید کرده بودند اگر مصاحبه هایم با رادیوهای بیگانه ادامه پیدا کند به قتل خواهم رسید. تا به دفتر برسم مهندس سحابی به وزارت کشور و نیروی انتظامی اطلاع داده بود. ماموری از نیروی انتظامی به دفتر مجله آمد و برخی باصطلاح آموزه های ایمنی را مطرح کرد ...

 

hamedaniچرا در کل این سخنرانی حتی یک بار هم اسمی از «داعش» در میان نیست؟ و نیز چرا اصلا  از اصطلاح «دفاع از حرم» و «مدافعان حرم» استفاده نشده است؟/ اگر در فضای اول انقلاب سیاستمداری جرات می کرد سخن از جنگ نیابتی بر زبان بیاورد تمام آینده سیاسی اش را از دست می داد. در فضای آغشته از آرمانخواهی و حساس بر اصول انسانی و اخلاقی کسی نمی توانست به خودش اجازه دهد که بگوید ما باید برویم مردم یک سرزمین دیگر را درگیر جنگی ویرانگر کنیم و چشم بر پیرو جوان و کودکی که در این جنگ به خاک و خون کشیده می شوند، ببندیم تا بتوانیم قدرت خود مان را حفظ کنیم و در امان باشیم...

humanاتحاد برای ایران - محمد حیدری/ گفتگو با رضا علیجانی درباره نسبت سیاست و حقوق‌بشر: قدرت و سنت مانع حقوق بشر/

فعال حقوق‌بشر در همه جای جهان، در عمل، در برابر دو عرصه اصلی ناقض حقوق‌بشر قرار خواهد گرفت: قدرت و سنت. وی وقتی با نقض این حقوق توسط قدرت مواجه می‌شود، پایش به سیاست گشوده خواهد شد. هم چنین ممکن است وی در جایی مبارزه کند که سنت‌ها و فرهنگ موجود در برابر احقاق حقوق بشر مقاومت می‌کنند (وحتی ممکن است که قدرت سیاسی با او همسو باشدمثل قتل‌های ناموسی در ایران یا نقض حقوق کودکان وزنان در هندوستان)؛ در چنین وضعیتی، فعال حقوق‌بشر به یک فعال اجتماعی تبدیل شده و با فرهنگ و سنت حاکم در جامعه مقابله می‌کند.