دوشنبه، ۷ مهر ۱۳۹۹ | Monday, 28. September 2020

تیتز (71)

eateraz1زمزمه خطر سوریه شدن نه زیر گوش حکومت بلکه زیرگوش مردم معترض همراه با سیاستی بی رمق و بی اثر و در برخی موارد شرم آور؛ مشارکت در القای چیزی جز «توهم ترس» در روان مردمی نیست که از قضا می توانستند (و می توانند) به شکستن بن بست سیاسی و شیوه پای در گل مانده اعتدالی- اصلاحی (به دلیل محافظه کاری کنونی روحانی و مهم تر از آن سرسختی و تصلب راس بیت قدرت)، یاری رسانند. هراس قدرت متصلب از مردم به نفع اصلاح طلبان بوده و هست. تبدیل کردن فرصت به یک تهدید همچون این دستور است:«باید ببازی!»

 

 

eaterazمردم وقتی هم عصبانی و هم مایوس (از بیت قدرت، دولت، اصلاح طلبان، فعالان سیاسی و مدنی) می شوند خود به فکرمی افتند صدای شان را بلند کنند/ مردم بن بست شکن اندِ؛ بن بست اصلاح از بالای کم رمق  و حرکت مدنی چشم بسته بر فقر از پایین. به نفع ملک و ملت خواهد بود اگر صدای شان به خصوص راس قدرت شنیده شود/ اما چه بد می شود اگر مردم، دست به «خشونت» بزنند. آنگاه خواب آشفته نظامیان تعبیر خواهد شد/ چه بد می شود که برخی کنارگود نشستگان وزنه های سنگین تر از توان مردم بردوش شان بگذارند و به رجزخوانی های بی پشتوانه دست بزنند.

montazeriهمانگونه که «عاملان» قتل های زنجیره ای زیر شکنجه قرارگرفتند تا «به فرموده» اسرائیلی بودن شان را «بالا بیاورند»؛ تاریخ  نیز در به اصطلاح «مستند قائم مقام» مورد شکنجه قرار گرفته تا «بیرون بریزد» که آیت الله منتظری همان گونه که «فرموده شده»  فردی «ساده لوح» است که به گفته رهبربنیانگذار «طعم تلخ خیانت برادران» را به ایشان چشانده است!/ فیلم با دریدگی تمام این دروغ شاخدار را مطرح می کند که «همه این زندانیان به علت قیام مسلحانه علیه نظام اسلامی حکم اعدام داشته اند. اما نظام به اینها «ارفاق» کرده بود تا ببیند آیا توبه می کنند یا نه». بعد این جمله محیر العقول را می آورد که «اگر این زندانیان حکم داشتند معنایش این نبوده که حکمشان اعدام نبوده است!!»

 

 

bainolmalalدر برخورد با مسائل بین المللی (مانند رابطه ایران و آمریکا، حضور ایران در سوریه و...)، شاهد تحلیل های متفاوتی هستیم که در زیرانبوهی از اطلاعات گیج می شویم و سرمنشا اختلاف را گم می کنیم. در ورای این تحلیل ها نوعی اختلاف مبانی بین دو نگاه «چپ سنتی» و رویکرد «ملی» وجود دارد/ مهندس سحابی را شاید بتوان نمونه ای از حرکت از یک نگاه سنتی چپ  به نگاهی نو در عرصه تحلیل مسائل سیاسی-اقتصادی جهانی دانست. وی چپ دموکرات توسعه گرا و برنامه محور بود/ سحابی در گذر زمان، نگاهی «ملی»تر پیدا کرد و به خصوص در دهه آخر عمر خویش منتقد جدی نگاه چپ سنتی به مسائل جهانی، حتی در مقایسه نقش مخرب آمریکا و روسیه در ایران کنونی، بود.

ایران و کردهای عراق

سه شنبه, 25 مهر 1396 ساعت 18:16

karkoukایران بنا به دلایل تاریخی ظرفیت های زیادی برای بازی کردن نقش «میانجی» دارد. متاسفانه سیاست «دشمن محور- شیعه گرا»ی حاکم بر نیروهای نظامی مسلط بر سیاست منطقه ای ایران اجازه استفاده از این ظرفیت را نمی دهد. آنها به جای درنظرگرفتن اشتراکات فرهنگی «ملی» فراوان با کردها؛ اشتراک «مذهبی» با دولت عراق را عمده می کنند. مداخلات «حشد الشعبی» در جدال درونی عراقی ها علیه کردها با هدایت و حمایت حاکمان ایران می رود تخم کینه جدیدی علیه ایران را در همسایگی اش بارور کند.آیا روند حوادث به سمتی خواهد رفت که یکی دیگر بر تعداد دشمنان پرنفرت ایران در منطقه افزوده خواهد شد؟

mihan17نحوه برخوردی که می توان با این پرونده سیاه داشت:کشف حقیقت و دادخواهی و «حفظ حافظه برای جلوگیری از تکرار فاجعه» و یا بهره گیری از آن برای تسویه حسابهای سیاسی و یا بدتر از آن بسترسازی جهت استمرار چرخه معیوب خشونت/اگر نباید بازی را مساوی در آورد اما نباید صحنه را نیز سیاه و سفید کرد. در این نقطه پای متهمین درجه های پایین تر نیز به میان می آید و هریک از جریان های سیاسی باید به سهم و نقش خویش در شکل گیری روند خشونت های بعد از انقلاب ورود کنند.از ریشه های فکری و نظری اش گرفته تا ابعاد سیاسی و تشکیلاتی و نیز لایه های پیچیده تر شخصیتی و منشی و روانی آن.

moulaviاگر روحانی رو به مردم بایستد؛ اهل تسنن یک جمعیت پرشمار و موثر در همبستگی و امنیت ملی در کشورند.جدا از اینکه اهل سنت ایرانی در پیروزی وی در هر دو دوره نقش تعیین کننده ای داشته اند/ «نیاز»ی راهبردی برای توجه  بیشتر به زنان و اهل سنت در ساختار قدرت در ایران وجود داشته و دارد. غیر از «نیاز» این «حق» مسلم آن ها نیز هست. چه با زبان مصلحت و چه با زبان حقیقت و چه از منظری نتیجه گرا و چه از زاویه ای وظیفه گرا به صورت مسئله نگاه کنیم در هردو حال به یک نتیجه میرسیم؛ عمر این تبعیضات غیرانسانی به پایان رسیده است.

صدایی که گوش های سنگین هم باید بشنوند!

چهارشنبه, 11 مرداد 1396 ساعت 21:08

 

kargarتعداد کارگران ایران از سوی منابع مختلف حدود ده میلیون نفر اعلام می شود. بعضی کارشناسان تعداد کارگران همراه با خانواده شان را قریب بر چهل میلیون نفر از جمعیت ایران می دانند. براین اساس مسائل نیروی گسترده کار در ایران یکی از مهم ترین مسائل اقتصادی- اجتماعی- سیاسی ایران نیز هست که متاسفانه به طور مستمر از سوی بخش مهمی از جامعه سیاسی خواهان آزادی و دموکراسی مغفول باقی می ماند/ معلوم نیست چرا طرح کارورزی پس از شکست طرح‌های استثماری مختلف، همچون طرح استاد-شاگردی که در دولت دهم تصویب شد، مجدداْ در دولت یازدهم مورد بازنگری و تنظیم قرار گرفت و بالاخره پس از انتخابات دولت دوازدهم شاهد اجرایی شدن این طرح هستیم بدون اینکه با هیچ نهاد کارگری مشورتی صورت گیرد.

کنکاشی بر نفرت از شریعتی

شنبه, 24 تیر 1396 ساعت 17:02

یکی از منتقدان دین و نواندیشی دینی اخیرا برایم از «پیش‌داوری‌های دردناک» در مورد شریعتیshariati گفت و افزود «کافی است نگاه کنید به کامنت‌های پای مقالات مربوط به شریعتی. این همه جهل آمیخته با نفرت وحشتناک است». فکر کردم مطلبی در همین باره در مقایسه تجربه داخل و خارج از کشور بنویسم./ایدئولوژی‌ستیزی سروش دست‌مایه نوعی فرار به جلوی بخشی از اصلاح طلبان و طفره رفتن آنها از نقد گذشته خویش شد. آن‌ها به جای نقد «خمینی و مطهری- اسلام فقاهتی - جمهوری اسلامی»(و در واقع نقد گذشته خویش)، به نقد «شریعتی- ایدئولوژی- انقلاب» پرداختند!/نسل من با شریعتی برخوردی «سلف سرویسی» داشت. بخش مهمی از این نسل «فرهنگ»ش را ازشریعتی می‌گرفت ولی روش و «مشی» اش را از مجاهدین (و فدائیان) و بعضا از خمینی!

تغییرات چهار قرن در چهل سال!

شنبه, 27 خرداد 1396 ساعت 09:18

jeld15سرکوب و زندان دهه شصت چشم من را به رمانتیسیسم مبارزاتی مان باز کرد. مشی آگاهی بخش اصلا با کار مخفی معنا ندارد/ سحابی اندیشه چپ اقتصادی را در تجدید نظری استعلایی با نظریه توسعه گره زده بود/نگاه تک بعدی تغییر از پایین اینک در من به نگاه ترکیبی حرکت از بالا (اصلاحی) و از پایین (مدنی) تغییر کرده/هسته سخت اندیشه های نسل من یک جابجایی گفتمانی از نوعی نگاه «تضادی» (موسوم به مارکسی)، به سمت نگاه «وفاقی» (موسوم به پارسونزی)، کرده. برخی کاملا به نگاه وفاقی تغییر مکان داده اند (جریان «محافظه کار») و برخی تلاش در تلفیق این دو رویکرد داشته اند/امروزه بسیاری به سیاست دیگر صرفا از منظر «سیاست رهایی» نگاه نمی کنند بلکه متوجه «سیاست زندگی» نیز شده و تلاش برای ایجاد پیوند بین این دو نوع راهبرد دارند.