يكشنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۹۷ | Sunday, 17. June 2018

تیتز (60)

photo 2018-04-11 08-13-01هر کنش گر سیاسی در ترسیم آینده باید به جای یک طرح به چند طرح بیندیشد. آینده از منظر شرایط موجود در ساخت قدرت، منطقه و جهان و نیز شرایط اقشار مختلف مردم، چند احتمالی است. ترسیم آینده «تک» احتمالی (اصلاح حکومت، قیام مردم و ...)، نوعی ساده سازی و نادیده گرفتن احتمالات دیگر است/ گشوده بودن تحول خواهی نسبت به احتمالات مختلف مغایرتی با داشتن گزینه «ترجیحی» ندارد. یک تحول خواه ترجیح می دهد توان جامعه مدنی در حدی بالا برود که خود را برحکومت تحمیل کند تا قدرت مستقر در برابر آن عقب نشینی کند و استحاله گردد. تا کجا عقب بنشیند؟ گزینه ترجیحی نهایی نبودهیچ مقام مادام العمر غیرپاسخگو، جدایی دین و حکومت و رفع تمامی تبعیض هاست/ننقطه امتیاز تحول خواهی بر دو رویکرد دیگر در همین انعطاف و قابلیت تطبیق نهفته است.

 

refrandomسیاست ورزی از طرح  آرزوها شروع نمی شود، بلکه از«چگونگی» رسیدن به آنها آغاز می گردد. و نامش هست «راهبرد» نه «هدف گذاری». داستان زنگوله و معمای انداختن آن به گردن گربه مثال آموزنده ای است/ شعار و آرزوی «انتخابات آزاد» وجوه راهبردی و انضمامی بیشتری از دیگر  آرزوها برای هم اندیشی و برنامه دار کردن دارد. همچنین استعداد بالاتری برای ایجاد وفاق جمعی بین نیروهای بیشتری  به خصوص در داخل کشور و در میان مردمی که بدون تنزه طلبی از همه ابزارها برای بهبود زندگی خود و تغییر در وضعیت کشوراستفاده می کنند. همانگونه که امکان راهگشایی و تسهیل گری برای مطالبات بیشتر را نیز در درون خود و در روندی که در پیش رو قرار می دهد، فراهم  می سازد.

mihan19«انقلاب» بهمن ماه یک پدیده «التقاطی» بود حاصل شراکتی نافرجام بین روشنفکران و روحانیون سیاسی. همه شعارها و ایده های مهم مطرح شده در انقلاب از بخش روشنفکری آن بیرون آمده بود. در طول انقلاب اصلا شعاری که به دنبال اجرای فقه باشد مطرح نبود. مسئله ولایت فقیه در هیچ  مقطع  دوران انقلاب به گوش نمی رسید. «جمهوری اسلامی» اما عمدتا  ساخته بخش روحانیون این شرکت سهامی بود. یکی کردن این دو  پدیده یک خطای بزرگ است. جمهوری اسلامی هر چه جلوتر آمده از ایده های روشنفکری شریک موثر خود که ایده ها و شعارهای اصلی انقلاب را از آنان وام گرفته و قبل از انقلاب متحد آنان و حتی در بسیاری مواقع دنباله رو آنان بود، فاصله گرفته و بدان پشت کرده است.

 

eateraz1زمزمه خطر سوریه شدن نه زیر گوش حکومت بلکه زیرگوش مردم معترض همراه با سیاستی بی رمق و بی اثر و در برخی موارد شرم آور؛ مشارکت در القای چیزی جز «توهم ترس» در روان مردمی نیست که از قضا می توانستند (و می توانند) به شکستن بن بست سیاسی و شیوه پای در گل مانده اعتدالی- اصلاحی (به دلیل محافظه کاری کنونی روحانی و مهم تر از آن سرسختی و تصلب راس بیت قدرت)، یاری رسانند. هراس قدرت متصلب از مردم به نفع اصلاح طلبان بوده و هست. تبدیل کردن فرصت به یک تهدید همچون این دستور است:«باید ببازی!»

 

 

eaterazمردم وقتی هم عصبانی و هم مایوس (از بیت قدرت، دولت، اصلاح طلبان، فعالان سیاسی و مدنی) می شوند خود به فکرمی افتند صدای شان را بلند کنند/ مردم بن بست شکن اندِ؛ بن بست اصلاح از بالای کم رمق  و حرکت مدنی چشم بسته بر فقر از پایین. به نفع ملک و ملت خواهد بود اگر صدای شان به خصوص راس قدرت شنیده شود/ اما چه بد می شود اگر مردم، دست به «خشونت» بزنند. آنگاه خواب آشفته نظامیان تعبیر خواهد شد/ چه بد می شود که برخی کنارگود نشستگان وزنه های سنگین تر از توان مردم بردوش شان بگذارند و به رجزخوانی های بی پشتوانه دست بزنند.

montazeriهمانگونه که «عاملان» قتل های زنجیره ای زیر شکنجه قرارگرفتند تا «به فرموده» اسرائیلی بودن شان را «بالا بیاورند»؛ تاریخ  نیز در به اصطلاح «مستند قائم مقام» مورد شکنجه قرار گرفته تا «بیرون بریزد» که آیت الله منتظری همان گونه که «فرموده شده»  فردی «ساده لوح» است که به گفته رهبربنیانگذار «طعم تلخ خیانت برادران» را به ایشان چشانده است!/ فیلم با دریدگی تمام این دروغ شاخدار را مطرح می کند که «همه این زندانیان به علت قیام مسلحانه علیه نظام اسلامی حکم اعدام داشته اند. اما نظام به اینها «ارفاق» کرده بود تا ببیند آیا توبه می کنند یا نه». بعد این جمله محیر العقول را می آورد که «اگر این زندانیان حکم داشتند معنایش این نبوده که حکمشان اعدام نبوده است!!»

 

 

bainolmalalدر برخورد با مسائل بین المللی (مانند رابطه ایران و آمریکا، حضور ایران در سوریه و...)، شاهد تحلیل های متفاوتی هستیم که در زیرانبوهی از اطلاعات گیج می شویم و سرمنشا اختلاف را گم می کنیم. در ورای این تحلیل ها نوعی اختلاف مبانی بین دو نگاه «چپ سنتی» و رویکرد «ملی» وجود دارد/ مهندس سحابی را شاید بتوان نمونه ای از حرکت از یک نگاه سنتی چپ  به نگاهی نو در عرصه تحلیل مسائل سیاسی-اقتصادی جهانی دانست. وی چپ دموکرات توسعه گرا و برنامه محور بود/ سحابی در گذر زمان، نگاهی «ملی»تر پیدا کرد و به خصوص در دهه آخر عمر خویش منتقد جدی نگاه چپ سنتی به مسائل جهانی، حتی در مقایسه نقش مخرب آمریکا و روسیه در ایران کنونی، بود.

ایران و کردهای عراق

سه شنبه, 25 مهر 1396 ساعت 18:16

karkoukایران بنا به دلایل تاریخی ظرفیت های زیادی برای بازی کردن نقش «میانجی» دارد. متاسفانه سیاست «دشمن محور- شیعه گرا»ی حاکم بر نیروهای نظامی مسلط بر سیاست منطقه ای ایران اجازه استفاده از این ظرفیت را نمی دهد. آنها به جای درنظرگرفتن اشتراکات فرهنگی «ملی» فراوان با کردها؛ اشتراک «مذهبی» با دولت عراق را عمده می کنند. مداخلات «حشد الشعبی» در جدال درونی عراقی ها علیه کردها با هدایت و حمایت حاکمان ایران می رود تخم کینه جدیدی علیه ایران را در همسایگی اش بارور کند.آیا روند حوادث به سمتی خواهد رفت که یکی دیگر بر تعداد دشمنان پرنفرت ایران در منطقه افزوده خواهد شد؟

mihan17نحوه برخوردی که می توان با این پرونده سیاه داشت:کشف حقیقت و دادخواهی و «حفظ حافظه برای جلوگیری از تکرار فاجعه» و یا بهره گیری از آن برای تسویه حسابهای سیاسی و یا بدتر از آن بسترسازی جهت استمرار چرخه معیوب خشونت/اگر نباید بازی را مساوی در آورد اما نباید صحنه را نیز سیاه و سفید کرد. در این نقطه پای متهمین درجه های پایین تر نیز به میان می آید و هریک از جریان های سیاسی باید به سهم و نقش خویش در شکل گیری روند خشونت های بعد از انقلاب ورود کنند.از ریشه های فکری و نظری اش گرفته تا ابعاد سیاسی و تشکیلاتی و نیز لایه های پیچیده تر شخصیتی و منشی و روانی آن.

moulaviاگر روحانی رو به مردم بایستد؛ اهل تسنن یک جمعیت پرشمار و موثر در همبستگی و امنیت ملی در کشورند.جدا از اینکه اهل سنت ایرانی در پیروزی وی در هر دو دوره نقش تعیین کننده ای داشته اند/ «نیاز»ی راهبردی برای توجه  بیشتر به زنان و اهل سنت در ساختار قدرت در ایران وجود داشته و دارد. غیر از «نیاز» این «حق» مسلم آن ها نیز هست. چه با زبان مصلحت و چه با زبان حقیقت و چه از منظری نتیجه گرا و چه از زاویه ای وظیفه گرا به صورت مسئله نگاه کنیم در هردو حال به یک نتیجه میرسیم؛ عمر این تبعیضات غیرانسانی به پایان رسیده است.