چهارشنبه، ۷ تير ۱۳۹۶ | Wednesday, 28. June 2017

تیتز (48)

تغییرات چهار قرن در چهل سال!

شنبه, 27 خرداد 1396 ساعت 09:18

jeld15سرکوب و زندان دهه شصت چشم من را به رمانتیسیسم مبارزاتی مان باز کرد. مشی آگاهی بخش اصلا با کار مخفی معنا ندارد/ سحابی اندیشه چپ اقتصادی را در تجدید نظری استعلایی با نظریه توسعه گره زده بود/نگاه تک بعدی تغییر از پایین اینک در من به نگاه ترکیبی حرکت از بالا (اصلاحی) و از پایین (مدنی) تغییر کرده/هسته سخت اندیشه های نسل من یک جابجایی گفتمانی از نوعی نگاه «تضادی» (موسوم به مارکسی)، به سمت نگاه «وفاقی» (موسوم به پارسونزی)، کرده. برخی کاملا به نگاه وفاقی تغییر مکان داده اند (جریان «محافظه کار») و برخی تلاش در تلفیق این دو رویکرد داشته اند/امروزه بسیاری به سیاست دیگر صرفا از منظر «سیاست رهایی» نگاه نمی کنند بلکه متوجه «سیاست زندگی» نیز شده و تلاش برای ایجاد پیوند بین این دو نوع راهبرد دارند.

asoنمی‌توان همه چیز را به تغییر حکومت موکول کرد و مثلاً درباره‌ آلودگی هوا، ترافیک، آسیب‌های اجتماعی، فقر، اعتیاد و ... نمی‌توان گفت که اول باید حکومت عوض شود و بعد این‌ها تغییر کنند. مردم  نمی‌توانند حل مشکلات زندگی روزمره‌شان را به تغییر حکومت و پرده‌ آخر موکول کنند. برخورد مطالبه‌محور و جنبش‌های اجتماعی متنوعی که به وجود آمد، یک نمونه‌ روشن از از این نوع مواجهه است/ در مورد اهداف درازمدت، همگرایی زیادی بین نیروهای متنوع سیاسی اعم از اصلاح‌طلب و تحول‌خواه وجود دارد. آنها همه خواهان جدایی دین از دولت، استقلال قوا، پاسخ‌گو بودن قدرت، محدود و موقت بودن زمان مسئولیت‌ها، و همچنین خواهان رفع تبعیض همه‌جانبه، از جمله تبعیض‌های جنسیتی، طبقاتی، قومیتی، سیاسی و ... هستند.

 

azberlinدر باره کتاب از برلین تا اوین/این کتاب اولین گزارش مستقیم از دادگاه ویژه روحانیت و بند ویژه روحانیون است. کتاب‌های مختلفی درباره زندان‌های اوین و گوهردشت و... (عمدتا مرتبط با دهه شصت) منتشر شده است. همیشه جای خالی کتابی درباره دادگاه انکیزیسیون ویژه روحانیت و نیز روایت مستقیمی درباره بند ویژه‌ای که همه زندانیانش روحانی و طلبه و مداح و ... هستند را احساس می‌کردم. کتاب یاد شده این جای خالی را به بهترین نحو ممکن پر می‌کند و می‌تواند منبعی برای تحقیقات بعدی در این باره و یا نوشتن داستان و رمان و یا حتی ساختن فیلم‌هایی در باره روحانیون خلاف کاری باشد که در این زندان بوده‌اند و تعداد محدودی زندانی عقیدتی و سیاسی گهگاه در کنارشان قرار گرفته‌اند. این کتاب کمک می‌کند تجسم کنیم که پشت دیوارهای دادگاه و زندان ویژه روحانیت چه می‌گذشته است.

 

چرا این نقدها را باید جدی گرفت؟

یکشنبه, 29 اسفند 1395 ساعت 13:47

edalatکاشی: انباشته شدن ذهنیت یکی دو نسل از سنخ نولیبرالیسم و پست مدرنیسم، در تولید یک جامعه ضعیف، بی قدرت، اتمیستی و بی افق، فوق العاده موثر بوده/ نیکفر: پشت کردن روشنفکری دینی به چپ، به معنای از دست دادن حساسیت به مسئله عدالت وادراک همدلانه«آه ستمدیدگان»تمام شده.جای یک جریانِ مذهبیِ ترقی‌خواهِ عدالت‌جویِ دموکرات به شدت خالی است.غیرمذهبی‌ها نمی‌توانند این جای خالی را پر کنند.در غیاب این نیرو پوپولیسم و فاشیسم مذهبی قدرت می‌گیرد. روشنفکری دینی، به خاطر پشت کردن به سنت چپ مذهبی و همدستی درکوبیدن آن، تا حدی مسئول این وضعیت است/علیجانی:بی توجهی به «عدالت» باعث دوپارگی دو پویش ناراضیان سیاسی واقتصادی شده. بخشی از دشواری تلاش‌ برای تغییر وضع کنونی ریشه در این نقیصه بنیادی دارد.

تجمعات معلمان را می بینید؟

جمعه, 20 اسفند 1395 ساعت 22:18

19moalem1 اسفند شاهد تجمع اعتراضی معلمان بودیم که گستره جغرافیایی اش  بی سابقه بود/ در فضای سیاسی شاهد اشاراتی به اهمیت جامعه مدنی هستیم. اما این توجه نباید در حد حرف باقی بماند. انعکاس البته  ریاکارانه خبر تجمع معلمان در رسانه های جریان افراطی (علیرغم آنکه پشت صحنه سرکوب اکثر کنش های مدنی همین جریان است) و کم توجهی رسانه های جریان مقابل، تکرار آسیبی است که در جنبش دموکراسی خواهی در ایران به علت غلبه گفتمان لیبرالی و فاصله اش با گفتمان سوسیال – دموکراسی، وجود دارد/ تجمعات معلمان باید دیده شود. آنها با مدنی ترین شکل خواسته های شان را تکرار می کنند. آیا گوش شنوایی هست؟ معلمان قابل گفت و گو هستند نه بازداشت و سرکوب.

کارنامه جمهوری اسلامی

پنج شنبه, 28 بهمن 1395 ساعت 17:43

karnamehمهدی پرپنچی- صفحه دو بی بی سی - 28 بهمن 1395 - با شرکت حسن شریعتمداری، سعید برزین، ایرج مصداقی و رضا علیجانی)

 

برخی از نکاتی که در این میزگرد مطرح کردم:

انقلاب ایران یک انقلاب التقاطی بود و جمهوری اسلامی هم التقاطی است/ انقلاب محصول شراکت نافرجام دو دسته انقلابی روشنفکر و روحانی بود/ روحانیون روشنفکران را حذف کردند/ جمهوری اسلامی روی سه گسل قرار دارد/ جمهوری اسلامی نیمه متمرکز و نیمه متشتت است و به صورت

ژنتیک استعداد اختلاف و انشعاب دارد/ آینده جمهوری اسلامی دست خودش است: یا منعطف می شود و یا می شکند/ مردم به تجربه مطالبه محوری رسیده اند. همه خواست ها موکول به تغییر حکومت نیست...

(بقیه در داخل صفحه)

pargarb نظرات روشنفکر غیردینی در باره روشنفکران دینی مرا دچار دو تردید میکند:چقدر با ادبیات دینی و روشنفکران دینی آشناست؟ تردید دیگرم در باره میزان وقوف بر میزان تاثیرگذاری و موفقیت اجتماعی است. معیار سنجش کار روشنفکر نه تنها «محق» بودن بلکه «موثر» بودن هم هست/روشنفکری غیرمذهبی ما می تواند ببیند در حوزه تولید اندیشه (و نه ترجمه) چقدر زحمت کشیده و تولید داشته است؟ روشنفکری مذهبی اما(چون مشابه خارجی اش کم و محدود است) «مجبور» به تولید بومی بوده و اندیشه ها و نظریاتی «بینافرهنگی»تولید کرده که در حوزه کاری اش (نواندیشی دینی و جهان اسلام) قابل ارائه بوده است/ می توان مواضع سه شرکت کننده را بر دو محور حقیقت و تغییر (یا نظری و عملی)، چنین جمعبندی کرد که آشوری معتقد بود مذهب علاوه بر ابعاد اجتماعی، دارای ابعاد وجودی و اگزیستانسیل نیز هست. وی در حوزه عملی نیز خود را با روشنفکران دینی هم وضعیت و نیازمند تفاهم متقابل می دید. نیکفر معتقد بود در حوزه نظری باید نقد را از نقد مذهب آغاز کرد اما در حوزه عملی می توان روی مسائل مبرم همکاری داشت.آجودانی در هر دو حوزه چندان سر به مهر نبود...

hashem(تصویر دیدار هاشمی با خانواده زندانیان سیاسی پس از خرداد 88 را نشان می دهد)/ خبر مرگ هاشمی غافلگیر کننده بود. اولین چیزی که به ذهنت میرسد این است که حیف! چه نقش ها که می توانست ایفا کند و چه اسرار که با خود برد. آیا مرگ ناگهانی اش هم بخشی از این اسرارخواهد بود؟

هاشمی «عصاره» زشت و زیبای کلیت جمهوری اسلامی بود: تجدید نظر مستمر اما با یک سئانس تاخیر(تاخیری با هزینه های گزاف)؛ ترجیح مصلحت نظام بر مصلحت مردم و ایران؛ سیاست ورزی پشت صحنه و سکوت وعقب نشینی های گهگاهی و ناگهانی وقتی توازن قوا را به نفع خود نمی بیند...

entekhabat00گفتگوی زیتون با رضا علیجانی؛ انتخاباتی با شعار«صرفه جویی برای حکومت؛ رفاه برای ملت»!//در این  شعار دیگر مسئله فساد؛ اختلاس یا کلاه‌برداری نیست. حیف و میل منابع عمومی با تصمیمات سیاسی حاکمیت است/ شعارهایی از جنس «اگر چرخ سانتریفیوژها می چرخند، چرخ اقتصاد هم باید بچرخد» می‌توانند در جذب افکار عمومی موفق شوند. این نوع شعارها در حوزه‌های «مرزی» است یعنی سرمرز خط سرخ های حکومت که در آن دوره پرونده هسته ای بود. این بار می‌تواند حیف و میل وسیع و غیرشفاف منابع ملی ایران در منطقه و به خصوص سوریه را هدف قرار دهد.  موضوع این است که ملت ایران «پولی برای خرج کردن» در سوریه و دیگر جاها ندارد. منطق معروف «چراغی که به خانه رواست؛ به مسجد حرام است»... 

montazeri0وقتی این هسته سخت قدرتمند امنیتی و اقتصادی شدت عمل نشان می دهد در واقع دنبال دو هدف است: یکی دفاع از بقای خودش و دوم استمرار شیوه اش برای حفظ نظام. به عبارت روشن تر این هسته سخت و اتاق توطئه علیه هر گونه اصلاح و تعدیل و اعتدالی در قدرت مستقر وقتی کشتار می کند در 67 و یا قتل های زنجیره ای راه می اندازد در دهه 70 و یا سرکوب می کند در جنبش سبز و یا اینک هر گونه گوشه چشمی به پرونده های گذشته سرکوب و کشتارش و یا پرونده های اقتصادی اش را با شدیدترین عکس العمل پاسخ می دهد تنها به فکر ترساندن و ارعاب نیست بلکه حرکتش عکس العملی در دفاع از خودش است. خود خودش. صیانت از ذات!