يكشنبه، ۲۶ آذر ۱۳۹۶ | Sunday, 17. December 2017

تجمعات معلمان را می بینید؟

منتشرشده در تیتز جمعه, 20 اسفند 1395 ساعت 22:18

19moalem1 اسفند شاهد تجمع اعتراضی معلمان بودیم که گستره جغرافیایی اش  بی سابقه بود/ در فضای سیاسی شاهد اشاراتی به اهمیت جامعه مدنی هستیم. اما این توجه نباید در حد حرف باقی بماند. انعکاس البته  ریاکارانه خبر تجمع معلمان در رسانه های جریان افراطی (علیرغم آنکه پشت صحنه سرکوب اکثر کنش های مدنی همین جریان است) و کم توجهی رسانه های جریان مقابل، تکرار آسیبی است که در جنبش دموکراسی خواهی در ایران به علت غلبه گفتمان لیبرالی و فاصله اش با گفتمان سوسیال – دموکراسی، وجود دارد/ تجمعات معلمان باید دیده شود. آنها با مدنی ترین شکل خواسته های شان را تکرار می کنند. آیا گوش شنوایی هست؟ معلمان قابل گفت و گو هستند نه بازداشت و سرکوب.

روز پنجشنبه 19 اسفند شاهد تجمع اعتراضی معلمان بودیم. گستره جغرافیایی این تجمع تقریبا بی سابقه بود. از تهران (مقابل مجلس) و تبریز و اصفهان و شیراز و مشهد و کرمانشاه و سنندج و اهواز و رشت و ساری و بندرعباس و قزوین وقم و کرج و بوشهر و اراک و اردبیل وخرم آباد و یزد و شهرکرد گرفته تا مریوان و بانه و قروه و سقز و کامیاران و دیوان دره و بجنورد و تربت حیدریه و الیگودرز و شاهرود و کوهدشت و بهبهان و فردوس و تا جزیره خارک و لامرد و لردگان و دهگلان و رومشگان و نورآبادممسنی و شهررستم و... . از تجمع تک نفره اندیشمک با معلمی از لرستان(الیگودرز)! و تجمعی دو نفره در بندرعباس گرفته تا تجمعات ده ها نفره و صدها نفره در شهرهای متعددی از ایران. این در حالی بود که تجمع 31 تیرماه دو سال پیش با برخورد شدید امنیتی و در برخی نقاط با دستگیری تعداد زیادی از نفرات گردآمده با مشکل مواجه شده بود.

اما کانون های صنفی معلمان در شهرهای مختلفی از کشور به مرور و دوباره و به خصوص به مدد شبکه های مجازی فعال شده و این قشرِ هم تحصیل کرده و فهیم و روشنفکر و هم زحمتکش و حقوق بگیر (دولت وبخش خصوصی)، توانستند ارتباط صنفی فعالی با یکدیگر پیدا کنند.

هر چند جنبش معلمان در ایران ریشه های تاریخی طولانی ای دارد اما پس از فضای دهه شصت می توان ردپای دوباره فعال شدنش را در دوران اصلاحات دید که با بی مهری هایی نیز از سوی اصلاح طلبان و فعالان رسانه ای شان مواجه شد.

کانون ها و تشکل های صنفی مختلف معلمان در و پس از دوران سخت هشت ساله دولت ویرانگر احمدی نژاد کم و بیش توانستند به حیات خود ادامه دهند. زان پس نیز یکی از نهادهای حامی روحانی و دولتش بودند. آنها برخورد فعالی با انتخاب چندباره وزرای آموزش پرورش در مجلس قبل نیز داشتند. نهادهای صنفی معلمان علیرغم انتقادات فراوانی که به وزرای آموزش و پرورش و برخورد منفعل و بعضا فرصت طلبانه آنها با تشکلهای معلمان داشتند اما همچنان به تعامل و برخورد حمایتی- انتقادی خویش از دولت ادامه دادند. در حالی که مرتب زیر فشار نهادهای امنیتی؛ اطلاعات سپاه و وزرات اطلاعات دولت روحانی، قرار داشتند و برخی از رهبران فعال و سرشناس شان نیز ماه ها و سالها در زندان ماندند.

در راستای همین برخورد تعاملی این فعالان بود که آن ها در آستانه تدوین لایحه برنامه پنج ساله ششم در دیداری با نوبخت نظرات و پیشنهادات خود را با وی مطرح کردند. ایشان همچنین برخورد تعاملی شان با مجلس را تشدید کردند و در هنگام تدوین بودجه (سالهای 94 و 95 و 96) برخورد فعالی داشتند. معلمان برنامه دیدار با نمایندگان موثر مجلس و اعضای کمیسیون های مرتبط را نیز در دستور قرار دادند. اما آنها معتقدند علیرغم گفت و گوها و چانه زنی های شان از یک طرف و تجلیل های تکراری مسئولین از مقام و منزلت معلم و بیان مشکلات همیشگی مملکت که در موقعیتی حساس است و طرح مکرر تنگناهای شدید بودجه ی آموزش و پرورش از طرف دیگر؛ هیچگاه وعده های داده شده توسط مسئولین عملی نشده و اگر برنامه هایی مثل موضوع رتبه بندی اجرا شده نیز هیچ کارکرد موثری در رفع نارسایی ها و کاستی های نظام مالی ، آموزشی ومعیشتی آنان نداشته است.

معلمان در رابطه با مجلس جدید حسن نیت همیشگی خود را تکرار و تشدید و برخورد تعاملی شان را فعال تر کردند. در هنگام بحث از بودجه سال آتی آنها کمپین «بودجه عادلانه» را راه انداخته و طوماری با صد و ده هزار امضا فراهم آورند و به اطلاع هیئت رئیسه مجلس نیز رساندند. پس از تصویب بودجه اما آنها از پذیرش مطالبات خویش و اصلاح ردیفهای بودجه ناامید شدند و صبرشان به پایان رسید. در این هنگام بود که از سوی برخی معلمان مستقل پیشنهاد تجمع اعتراضی مطرح شد. این پیشنهاد هر چند به طور رسمی مورد پذیرش کانون صنفی معلمان قرار نگرفت اما از سوی برخی اعضای آن مورد تایید قرار گرفت. در این میان برخی نیز با غلظت و شدت های بعضی کمتر وبعضی بیشتر با این ایده مخالفت کردند؛ از زاویه امنیت و به خطر افتادن کانون صنفی تا احتمال شکست تجمع به علت عدم استقبال احتمالی از سوی معلمان و تبعات منفی بعد از آن تا منظرهای سیاسی و جریانی مدافعان دولت که از جمله ترس آن را داشتند که از سوی محافظه کاران مورد بهره برداری قرار گیرد و یا فشاری بر دولت روحانی وارد کند.

اما تجمع برگزار شده و استقبال معلمان و به خصوص گستره جغرافیایی آن بیشتر از حد انتظار بود. هر چند شاید در برخی از شهرها تعداد مشارکت کنندگان کمتر از تجمعات قبل بود اما در بسیاری از شهرها حضور معلمان چشمگیر و مسئولانه و قابل توجه بود. همچنین در بعضی نقاط از کشور نیز تجمع صورت گرفت که کمتر سابقه کنش های میدانی از سوی فعالان صنفی وجود داشت.

این تجمعات که به صورت خودجوش و با پیشنهاد مستقل بخشی از معلمان، اعم از عضو یا خارج از کانون صنفی معلمان، صورت گرفت می بایست از سوی شعبات مختلف کانون های صنفی، علیرغم تنوع نظرات در این باره، مورد توجه و ارزیابی و جمعبندی قرار گیرد و نقاط قوت و ضعف آن بررسی شود. به عکس نباید این تجمع منشا اختلافی جدید ببین موافقان و مخالفان آن باشد و به تضعیف روند مطالبه محوری کلی جنبش معلمان بیانجامد. همگی اعم از موافق و مخالف این تجمع اهداف و درد و دغدغه های مشترکی دارند و در بین هر دو نظر عناصردرست و قابل توجهی وجود دارد که می تواند در پرتو تجربه اخیر مورد کاوش و جمعبندی جدیدی قرار گیرد: هم تجربه اخیر و هم نیاز کانون های صنفی به ارتباط فعال با بدنه اجتماعی شان و تحرک و تعامل بیشتر درونی و هم نیاز کنش های اعتراضی و طرح مطالبات و پیگیری مصرانه آنها از طرق گوناگون، به تشکل و همسویی و انسجام و همراهی دسته جمعی هرچه بیشتر با الزامات و صبوری های خاص تصمیم گیری و تدارک هر حرکت جمعی و بالاخره نیاز و اهمیت و نقش تشکلهای شناسنامه دار و با هویت در پیگیری مطالبات و رسیدن به آنها.

خبرهای لحظه به لحظه و تصاویر و گزارشاتی که از جای جای کشور در شبکه های مجازی معلمان منعکس می شد خود به خوبی نشانگر همه چیز هست: از حضور شاغلان و بازنشستگان در این حرکت تا حضور فعال زنان، از حضور معلمان تا دیگر کارمندان آموزش و پرورش و شاغلان بخشهای خدماتی آن، از تهیه پلاکاردهای خودجوش با خواسته های مختلف اما تقریبا مشترک تا ابتکارات متداول در این نوع تجمعات مانند نشستن معلمان سر سفره ای دراز اما خالی در بوشهر و یا طراحی پوستر سفره هفت سین ابتکاری در شیراز (متشکل از سین هایی چون سرکوب و سرافکندگی و سیه روزی و سرگردانی و ...)، از جمع شدن تنها دو معلم در بندرعباس که یکی ایستاده و دیگری عکس گرفته و انعکاس همان عکس همراه با گله گی از دیگرهمکاران تا فیلم های تهیه شده از تجمعات پرشور در برخی از شهرهای دیگر(که در کانال تلگرامی کانون صنفی معلمان در دسترس است) و یا ممنوع بودن گرفتن عکس در رشت و یا تنها ضبط و انعکاس صدای تجمع در یزد و ...؛ همه این ها نشان می دهد معلمان جدا از اینکه می توانند با انتقال خواسته های خویش به نهادهای رسمی چون مجلس و دولت، و دیدار و لابی و ... بخشی از مطالبات خویش را بدست آورند؛ اما به یک هدف دیگر هم می رسند و آن همبستگی صنفی و ایجاد ارتباطاتی است که می تواند استمرار یابد و مهم تر از همه شوق و امیدی است که این کنش ها با هم یابی و هم افزایی و ارتباط مستمر ایجاد می کند. این کنش را می توان در کنار دیگر کنش های ارتباطی و روحیه بخش قبلی معلمان در شهرهای مختلف کشور مانند کوهنوردی های دستجمعی و خانوادگی قرار داد که شاید اینک به علت سرمای هوا مدتی است کمتر برگزار شده و خبری از آن منتشر می شود.

از یاد نبریم که کل فعالیت ها و تجمعات معلمان قانونی، مسالمت آمیز و علنی و کاملا مدنی است و در پایان نیز شرکت کنندگان بدون واهمه ای عکس دستجمعی می گیرند و در شبکه های مجازی منتشر می کنند.

حمایت جامعه مدنی در عمل نه در حرف

همگان می دانیم که در ایران دو پویش و جریان مهم وجود دارد: پویش ناراضیان سیاسی که خواهان آزادی و دموکراسی و رعایت حقوق شهروندی است و جریان ناراضیان اقتصادی که وسیع تر و گسترده تر است و اولویتش بهبود وضعیت رفاهی زندگی روزمره خویش است. جداافتادگی این دو جریان یکی از نقایص مهم روند گذار به دموکراسی در ایران است. در این باره بارها بحث شده است. یکی از ریشه های این جداافتادگی نیز تغییر گفتمان جریان های موثر در جنبش روشنفکری و سیاسی از مطالبه عدالت در دهه های سی تا شصت به آزادی و دموکراسی خواهی در سه دهه اخیر است. این تغییر گفتمان البته در سطح جهانی اتفاق افتاده است. ولی وجود دارند گفتارهای سوسیال- دموکراتی که خواهان توامان و موازی آزادی و عدالت و همراهی توسعه سیاسی با توسعه اقتصادی اند و به آسیب یاد شده در روند دموکراسی خواهی دو دهه اخیر در ایران نیز واقف اند.

همچنین در فضای رسانه ای و روشنفکری و سیاسی ایرانی شاهد اشارات گاه به گاه به اهمیت رشد و تقویت جامعه مدنی هستیم. اما این سخن نباید در حد حرف باقی بماند بلکه باید مصداقی عملی پیدا کند. انعکاس البته فرصت طلبانه و ریاکارانه خبر تجمع 19 اسفند معلمان در رسانه های محافظه کار و نیز جریان افراطی (علیرغم آنکه پشت صحنه سرکوب اکثر کنش های مدنی همین جریان و نهادهای امنیتی و نظامی اش هستند) و کم توجهی رسانه های جریان مقابل، تکرار مکرر نقصان و آسیبی است که در جنبش دموکراسی خواهی در ایران به علت غلبه گفتمان لیبرالی و فاصله اش با گفتمان سوسیال – دموکراسی، وجود دارد.

همگان به یاد داریم که در دوران دولت آقای خاتمی نیز بسیاری از رسانه های اصلاح طلب و برخی از فعالان حامی دولت به شدت به حرکات اعتراضی معلمان بدبین بوده و آن را برساخته جریان راست می دانستند و بدان بی اعتنایی می کردند؛ اگر علیه اش سخن نمی گفتند. در حالی که آن جریان دارای استقلال و اصالت بود و جریان محافظه کار مقابل دولت حداکثر می توانست در پی بهره برداری از اعتراضات و مطالبات این قشر باشد و نه بیشتر. اما این جنبش حق طلب و مستقل در سال ها و دوره های بعد از دولت اصلاحات نیز ادامه پیدا کرد و با انباشت تجربه از حتی همان سوء استفاده تبلیغاتی جریان راست از خویش نیز حتی المقدور جلوگیری کرد و در سالهای اخیر نیز رابطه ای حمایتی-انتقادی با دولت روحانی داشته است. اما متاسفانه نه مجلس و نه دولت برخورد مثبت و فعالی با آنان و مطالبات شان نداشته اند. مطالباتی که می توانند در یک ارتباط متقابل مورد بحث و گفتگو قرار بگیرد و اصلاح و تعدیل شود و یا عینی و مهندسی گردد.

وزارت اطلاعات دولت روحانی همسو و همکار اطلاعات سپاه در برخورد با نهادها و کنشگران مدنی بوده است.

مطالبات تجمعات معلمان

مطالبات مهمی که تجمعات مختلف معلمان از جمله تجمع اخیر و نیز تشکل ها و رسانه های مختلف معلمان مطرح می کنند بسیار روشن است و بارها هم مطرح و تکرار شده است.از جمله:بهبود وضعیت معیشتی و منزلتی معلمان شاغل و بازنشسته (در بخش دولتی و خصوصی)، دستمزد و حقوق بالای خط فقر برای همه از جمله نیروهای قراردادی و خدماتی و ...، ترمیم و اصلاح دستمزدها هماهنگ با سایر کارکنان دولت، اصلاح ساختار بیمه معلمان، پرداخت به موقع پاداش پایان خدمت فرهنگیان، بهبود کیفیت آموزش، توقف روند پولی شدن آموزش و حفظ آموزش رایگان و برابر برای همه کودکان، رفع نگاه امنیتی به فعالان صنفی و آزادی آقای عبدی و لغو تبعید آقای علی اکبر باغانی و رفع همه احکام صادر شده در مورد آقای بهشتی و بازگشت به کار آقای بوداقیِ، بازگرداندن پول های اختلاس شده صندوق ذخیره فرهنگیان، مشارکت معلمان در روند تصمیم گیریِ های مرتبط با خویش، تقویت تشکل های مستقلِ،تبدیل وضعیت نیروهای غیررسمی به رسمی و ...

فعالان سیاسی و فرهنگی در عمل و نه در حرف باید به تقویت جامعه مدنی در ایران بپردازیم. انعکاس صدای این بخش پیشرو از جامعه مدنی ایران می تواند قسمت کوچکی از این مسئولیت باشد. تجمعات معلمان باید دیده شود هم از سوی حوزه مدنی و سیاسی و هم به خصوص از سوی حاکمان و قدرتمندان. آنها با مدنی و مسالمت آمیزترین شکل و رساترین صدا خواسته های روشن و قانونی شان را تکرار می کنند. آیا گوش شنوا و دیده بینایی هست؟ معلمان قابل گفت و گو هستند نه بازداشت و سرکوب.

زیتون 21 اسفند 95