پنجشنبه، ۱۰ فروردين ۱۳۹۶ | Thursday, 30. March 2017

کارنامه جمهوری اسلامی

منتشرشده در تیتز پنج شنبه, 28 بهمن 1395 ساعت 17:43

karnamehمهدی پرپنچی- صفحه دو بی بی سی - 28 بهمن 1395 - با شرکت حسن شریعتمداری، سعید برزین، ایرج مصداقی و رضا علیجانی)

 

برخی از نکاتی که در این میزگرد مطرح کردم:

انقلاب ایران یک انقلاب التقاطی بود و جمهوری اسلامی هم التقاطی است/ انقلاب محصول شراکت نافرجام دو دسته انقلابی روشنفکر و روحانی بود/ روحانیون روشنفکران را حذف کردند/ جمهوری اسلامی روی سه گسل قرار دارد/ جمهوری اسلامی نیمه متمرکز و نیمه متشتت است و به صورت

ژنتیک استعداد اختلاف و انشعاب دارد/ آینده جمهوری اسلامی دست خودش است: یا منعطف می شود و یا می شکند/ مردم به تجربه مطالبه محوری رسیده اند. همه خواست ها موکول به تغییر حکومت نیست...

(بقیه در داخل صفحه)

+انقلاب ایران یک انقلاب التقاطی بود و حاصل شراکتی البته نافرجام بین انقلابیونی در دو طیف «روشنفکر»(اعم از مذهبی و غیرمذهبی) و «روحانی» به رهبری آقای خمینی (که خود در گذشته در بین روحانیت در اقلیت بود). در قانون اساسی که نوشته شد هم این التقاط مشاهده می شد.

+جناح روحانی پس از انقلاب به حذف شرکای روشنفکرش پرداخت. کتاب «نهضتهای اسلامی یکصد ساله اخیر» مرحوم مطهری مانیفست جمهوری اسلامی است. موضع از بالا به پایین روحانیت نسبت به روشنفکران و نقد تند آنها و بسیاری از زاویه دیدهای بعد از انقلاب در این کتاب آشکارا تبیین شده است.

+نظارت و کنترل روحانیون بر روشنفکران طرحی بود که ابتدا در حسینیه ارشاد در دوران فعالیت دکتر شریعتی به آقای همایون مدیر ارشاد ارائه شد. این طرح در آنجا شکست خورد. اما بعد از انقلاب همین طرح درحزب جمهوری اسلامی به عنوان یک شورای روحانی که در راس حزب قرار می گرفت؛ تکرار و این بار پیروز شد. همین طرح بعدا به کل کشور قالب و غالب شد.

+روند انحصارطلبی و حذف از تشکیل شورای انقلاب آغاز شد و با تدارک قانون اساسی ادامه یافت و با تجدید نظر در قانون اساسی در سال 68 تشدید شد و... .

+جمهوری اسلامی از ابتدا اراده به قدرت یکه تازانه ای در بخش غالبش داشت. اما علیرغم روند حذفی مستمر آن که از غیرخودی ها تا خودی ها را در بر می گرفت، خصیصه مهم و ناخواسته دیگرش تمرکز ناپایدار و وضعیت نیمه متمرکز و نیمه متشتت بودن آن و حالت ژنتیکی اختلافی- انشعابی آن بوده است.

+کارگزاران سازندگی، دکتر سروش و محسن مخملباف سه نماد ماهیت اختلافی- انشعابی درون ساختار قدرت در جمهوری اسلامی در عرصه های گوناگون (اجرا و مدیریت، اندیشه، و ادبیات و هنر) است.

+مردم بین دو شریک بزرگ انقلاب تقسیم شده بودند. اکثریت در بلوک روحانیون و اقلیت در صف روشنفکران. 55 درصد جامعه ایران در مقطع انقلاب غیرشهرنشین و 45 درصد آن شهرنشین و بخش غالبی از شهرنشینان هم مذهبی سنتی بودند. اما به تدریج مردم بیشتری در صف روشنفکران قرار گرفتند. روشنفکرانی که شعارهای انقلاب بیشتر از آن آنان بود. جامعه پویای ایران روندی معکوس با روندی که در بالا در جریان بود را طی کرده است.

+علیرغم روند حذفی از بالا، حضور محذوفین در جامعه مدنی و تغییر وضعیت زندگی و نیز رشد آگاهی تدریجی در اقشار مختلف مردم باعث بسط مطالبات مدرن و روشنفکری در جامعه می شد. جامعه ایران در حد مقدور بر قدرت تاثیر می گذارد و مطالبات خویش را از طرق مختلف (مخصوصا انتخابات)، درون قدرت پمپاژ می کند. البته بین سی تا چهل درصد جامعه هم در انتخابات همیشه غایب است. اینها هم بخشی از مردم ایران هستند.

+جمهوری اسلامی روی سه دسته گسل بزرگ قرار دارد: گسل های درون خود قدرت؛ گسل های بین جامعه و حکومت و گسل های بین حکومت با شرایط بین المللی (منظور از وضعیت بین المللی هم دو عرصه مختلف است: فضای روشنفکران و افکار عمومی و نهادهای مستقل جهانی و دیگری هم عرصه قدرتها و دولتها).

+علیرغم همه روندهای اصلاحی اما اصلاحات از بالا در دو جا به دیوار سخت می خورد: پرونده های حقوق بشری (قتلهای زنجیره ای، اعدام های 67 و حتی پرونده اسیدپاشی) و پرونده فسادهای بزرگ مالی.

+مردم ایران متکثرند و برخوردهای مختلفی دارند. آن ها بنا به دلایل مختلف (فشارهای گوناگون، ناامیدی به آینده، بی اعتمادی به جریانات سیاسی، وضعیت منطقه و ...)، اینک ریسک پذیری کمتری دارند. نکته دیگر آن که سیاست ورزی مطالبه محور یک جهش مبتنی بر تجارب پیشین از مقطع 88 برای مردم ایران بود - که ابتدا هم از جنبش زنان آغاز شد. مطالبه محوری یعنی همه خواسته ها را نباید به «تغییر قدرت» موکول کرد. مطالبات را می توان به سه دسته تقسیم کرد. نوعی سیاست ورزی مدرّج. هر چند همه گزینه ها مطرح اند اما عصیان و انقلاب باید آخرین راه حل باشد.

+وضعیت فعلی و نیز آینده را باید درون یک مثلث تبیین کرد: وضعیت و رفتارقدرت؛ وضعیت و رفتار مردم، جامعه مدنی و نیروهای سیاسی و سوم؛ اوضاع و شرایط بین المللی.

+ یک مسئله موثر بر آینده ایران جریان ناراضیان سیاسی و نارضیان اقتصادی و موضوع مهمِ رابطه و پیوند بین این دو پویش است.

+همه دربرابر سرنوشت شان و سرنوشت ایران مسئول هستتد. اینک اقشار مختلف مردم با نرم ترین سخن و رفتار مطالبات شان را مطرح کرده اند. اما از بالا هم باید این آمادگی وجود داشته باشد که صدای مردم شنیده شود. در تحلیل نهایی و درازمدت اما مسیر آینده جمهوری اسلامی (که فکر می کنم اینک نه جمهوری است و نه اسلامی!)، در دست خودش است. یا منعطف می شود یا می شکند.