پنجشنبه، ۲۸ تير ۱۳۹۷ | Thursday, 19. July 2018

سیاسی - استراتژیک (154)

 

khameneie00

ریشه مشکل به سوء مدیریت بر میگردد. سوء مدیریت به عدم شایسته سالاری و این نیز به ساخت بنیادی قدرت مبتنی بر تبعیض و اساس این تبعیض نیز به حاکمیت یک اقلیت نالایق بر اکثریتی است که محروم از اعمال نظر و تمایل خویش است. این اقلیت متکی بر «ولایت فقیه» است. تمرکز قدرت بدون مسئولیت و دربسته به روی رای ملت. بیت قدرتی که حتی به رای اکثریت در انتخابات استصوابی نیز تن نمی دهد و دولت های غیرهمسو را ناکارآمد می کند. سیاستهای داخلی و خارجی این هسته سخت و بیت قدرت و ولایت علت العلل همه مصائب ماست/ اختلاف اما از آنجا آغاز می شود که افراد و جریانات به فکر چاره جویی دردهای مملکت وعلت العلل آن می افتند...

mozakerh0(در حاشیه بیانیه اخیر در مورد مذاکره مستقیم ایران و آمریکا)

mozakerehشجاعتی مدنی، و اگر به زبان دینی بگویم جسارتی نبوی برای «صلح حدیبیه» ای امروزین لازم است.

 

photo 2018-06-10 21-04-16سیاست خارجی ایران ضمن حفظ سمت گیری ضدناعدالتی در جهان می تواند بر:یک- متناسب با توان اقتصادی کشور و منافع ملی باشد. دو- از طریق نهادهای رسمی و پاسخگو عملی شود نه مراکز نظامی که بارها خطا کرده اند.سه- ایران باید پشت سر نمایندگان رسمی مردم فلسطین حرکت کند و نه جلوی آنها. چهار- ایران می تواند نسبتش را با اسرائیل براساس نسبت آنها با مردم فلسطین تنظیم کند و در این مسیر سعی کند با مجموعه کشورهای عربی و اسلامی فشار موثرتر اقتصادی–سیاسی بر اسرائیل برای گردن نهادن به قطعنامه های سازمان ملل وارد کند. پنج-مدل دو دولت نسبت به دیگر الگوها موانع کمتری دارد و از امکان جلب حمایت بیشتری برخوردار است. مانع اصلی اجرای این الگو دولت راستگرای افراطی اسرائیل است. شش- حضور یهودیان ایرانی و ایرانی تبار می تواند برای یک دولت ملی در ایران به عنوان یک پایگاه و لابی قوی عمل کند.

 

ahzab1حق فعالیت برای همگان باید به صورت یک مطالبه عمومی دربیاید!

photo 2018-04-11 08-13-01هر کنش گر سیاسی در ترسیم آینده باید به جای یک طرح به چند طرح بیندیشد. آینده از منظر شرایط موجود در ساخت قدرت، منطقه و جهان و نیز شرایط اقشار مختلف مردم، چند احتمالی است. ترسیم آینده «تک» احتمالی (اصلاح حکومت، قیام مردم و ...)، نوعی ساده سازی و نادیده گرفتن احتمالات دیگر است/ گشوده بودن تحول خواهی نسبت به احتمالات مختلف مغایرتی با داشتن گزینه «ترجیحی» ندارد. یک تحول خواه ترجیح می دهد توان جامعه مدنی در حدی بالا برود که خود را برحکومت تحمیل کند تا قدرت مستقر در برابر آن عقب نشینی کند و استحاله گردد. تا کجا عقب بنشیند؟ گزینه ترجیحی نهایی نبودهیچ مقام مادام العمر غیرپاسخگو، جدایی دین و حکومت و رفع تمامی تبعیض هاست/ننقطه امتیاز تحول خواهی بر دو رویکرد دیگر در همین انعطاف و قابلیت تطبیق نهفته است.

 

refrandomسیاست ورزی از طرح  آرزوها شروع نمی شود، بلکه از«چگونگی» رسیدن به آنها آغاز می گردد. و نامش هست «راهبرد» نه «هدف گذاری». داستان زنگوله و معمای انداختن آن به گردن گربه مثال آموزنده ای است/ شعار و آرزوی «انتخابات آزاد» وجوه راهبردی و انضمامی بیشتری از دیگر  آرزوها برای هم اندیشی و برنامه دار کردن دارد. همچنین استعداد بالاتری برای ایجاد وفاق جمعی بین نیروهای بیشتری  به خصوص در داخل کشور و در میان مردمی که بدون تنزه طلبی از همه ابزارها برای بهبود زندگی خود و تغییر در وضعیت کشوراستفاده می کنند. همانگونه که امکان راهگشایی و تسهیل گری برای مطالبات بیشتر را نیز در درون خود و در روندی که در پیش رو قرار می دهد، فراهم  می سازد.

mihan19«انقلاب» بهمن ماه یک پدیده «التقاطی» بود حاصل شراکتی نافرجام بین روشنفکران و روحانیون سیاسی. همه شعارها و ایده های مهم مطرح شده در انقلاب از بخش روشنفکری آن بیرون آمده بود. در طول انقلاب اصلا شعاری که به دنبال اجرای فقه باشد مطرح نبود. مسئله ولایت فقیه در هیچ  مقطع  دوران انقلاب به گوش نمی رسید. «جمهوری اسلامی» اما عمدتا  ساخته بخش روحانیون این شرکت سهامی بود. یکی کردن این دو  پدیده یک خطای بزرگ است. جمهوری اسلامی هر چه جلوتر آمده از ایده های روشنفکری شریک موثر خود که ایده ها و شعارهای اصلی انقلاب را از آنان وام گرفته و قبل از انقلاب متحد آنان و حتی در بسیاری مواقع دنباله رو آنان بود، فاصله گرفته و بدان پشت کرده است.

 

eateraz1زمزمه خطر سوریه شدن نه زیر گوش حکومت بلکه زیرگوش مردم معترض همراه با سیاستی بی رمق و بی اثر و در برخی موارد شرم آور؛ مشارکت در القای چیزی جز «توهم ترس» در روان مردمی نیست که از قضا می توانستند (و می توانند) به شکستن بن بست سیاسی و شیوه پای در گل مانده اعتدالی- اصلاحی (به دلیل محافظه کاری کنونی روحانی و مهم تر از آن سرسختی و تصلب راس بیت قدرت)، یاری رسانند. هراس قدرت متصلب از مردم به نفع اصلاح طلبان بوده و هست. تبدیل کردن فرصت به یک تهدید همچون این دستور است:«باید ببازی!»

 

 khamenie1طفره رفتن از تصمیم گیری جدی بر سر این دو راهی بزرگ همان و آتش را زیر خاکستر راندن همان و بیرون زدنش تندتر و شعله ورتر همان. شاید این آخرین فرصت یک تصمیم گیری بزرگ باشد...