جمعه، ۳ خرداد ۱۳۹۸ | Friday, 24. May 2019

سیاسی - استراتژیک (163)

از تغییر باورها و کلیشه های مان نگریزیم

یکشنبه, 18 فروردين 1398 ساعت 20:00

khaiabanنقدی بر بعضی رویکردهای اصلاح طلبی و سرنگونی طلبی/ در هفته های اخیر بعد از طرح مبحث «خیابان» در زیتون و «تعامل یا قطبی سازی؟»در «روبرو»، با برداشتها و نقدهای شگفت انگیزی مواجه شدم: یکی از سوی بعضی اصلاح طلبان و دیگری از سوی برخی سرنگونی طلبان.با مبحث «پارادایم» توماس کوهن بهتر می توان این ارتباط ناموفق را فهم کرد. ما انسانها معمولا در چارچوب انگاره ها (و پارادایمی) که بدانها باورمندیم به جهان پیرامون و از جمله پدیده های اجتماعی می نگریم و در برخورد اولیه با هر آنچه که با پارادایم متفاوتی مطرح می شود دچار سوء فهم شده و در برابر آن مقاومت می کنیم.

 

Mبا بررسی  گذارهای اتفاق افتاده شاید بتوان به پنج نوع گذار اشاره کرد:یک-گذار از طریق فروپاشی درونی (مانند شوروی)؛ دو- گذار از طریق معامله در بالا: در این گذار نیروهای میانه رو درون قدرت نقش آفرین اصلی هستند. هانتینگتون معتقد است بیشترین گذارها در موج سوم دموکراسی (16 مورد از 35 مورد) از این طریق صورت گرفته است(نمونه های شیلی و اسپانیا و مجارستان و ...)؛ سه-گذار از طریق مذاکره و توافق حکومت و مخالفان: بنا به تحلیل هانتینگتون 11 مورد از (35 گذار) در این رده قرار می گیرد (مانند لهستان)ِ؛چهار-گذار از طریق جایگزینی و سرنگونی(مانند ایران، پرتغال، یونانِ، رومانی و ...)وپنج-گذار از طریق دخالت خارجی(نمونه های عراق ، افغانستان، لیبی و ...)/مجموعه این گونه ها نشان می دهد که مسئله اصلی در گذار و تعیین شکل آن، نحوه «تناسب قوا» بین حکومت و مخالفان و مردم  و چگونگی تغییر این «توازن» در آغاز فرایند گذار است. دیگر عوامل موثر نیز مسائلی همچون بحران های اقتصادی شدید، جنگ، شرایط جهانی و منطقه ای و ... است.

 

 

Haft-Tappeh15اصلاح طلبان می خواهند هرچه زودتر، به هر طریق اقتصادی و سیاسی این اعتصابات با رفع و رجوع مطالبات کارگران به اتمام برسد. براندازان برعکس به تشجیع کارگران و دیگر صنوف برای ریختن در خیابان و رادیکال تر کردن شعارها معتقدند. با این تصور که از این طریق حکومت سرنگون می شود.تحول خواهان در وهله اول می خواهند کارگران به مطالبات اقتصادی و امنیت روانی برای یک زندگی انسانی حداقلی برسند. هر بخش ازاصناف اعتصابی که به خواسته های شان برسند باعث خوشحالی تحول خواهان است که از نقطه عزیمت زندگی مردم نه بود یا نبود حکومت به صحنه سیاست ایران می نگرند. اما آنان نیک می دانند مشکل اعتصابات اقتصادی با مسکن های کوتاه مدت قابل حل نیست.

mhاگر منطقه ما مستعد قدرتهای متمرکز است باید تلاش کرد شکلی از حکومت را برگزید که شر کمتری داشته و ظرفیتش برای بازتولید استبداد کمتر باشد. بر این اساس نظام جمهوری ترجیحی محسوس بر سلطنت دارد/ طفره رفتن آقای رضا پهلوی ازتعیین تکلیف با سلطنت و جمهوریت و احاله دادن آن به رای مردم را نمی توان جز یک عمل پوپولیستی و عوامفریبانه دانست/احیای سلطنت در ایران به جز با کمک و فشار(نظامی) خارجی آن هم در شرایط خلا قدرت امکان پذیر نیست. سلطنت طلبان اما؛ همواره باید به دو سئوال بنیادی پاسخ دهند:یک- «چرا» انقلاب شد؟دو- «چرا» به جای یک جمهوری کامل باید گزینه پرخطر بازگشت سلطنت را پذیرفت؟/سخن پایانی اما این که مشکل ایران ما اکنون «ولایت» است و راه حلش هم «جمهوریت».

نیاز مبرم به برخاستن یک «صدای ملی»

سه شنبه, 17 مهر 1397 ساعت 11:21

photo 2018-10-09 12-00-25نیاز به یک «صدای ملی»؛ صدایی در برابر حکومت و مستقل از صداهایی که آینده روشنی را برای کشور ما رقم نخواهند زد. 

tajzadehنقدی بر نقد مصطفی تاجزاده بر دهه اول انقلاب

hashemi11آیا علت اصلی کشیده شدن ترمز حسن روحانی اطلاع وی از نتایج تحقیق در پرونده مرگ هاشمی نیست؟ 

«تحول خواهی» چیست؟

پنج شنبه, 18 مرداد 1397 ساعت 09:05

mihan22از منظر تحول خواهان شروع بحث سیاست از اینکه حکومت بماند و اصلاح شود یا اصلاح ناپذیر است و باید برود، نیست. آنان از منظر زندگی مردم به سیاست می نگرند/ هدف تحول خواهان گذار تدریجی از استبداد دینی به حکومتی دموکراتیک و جدایی دین و دولت و رفع تبعیض همه جانبه با استفاده ازهمه ابزارهای موثر است. سیاست ورزی موکول به یک ابزار(انتخابات و یا انقلاب مردمی) نیست. گذار به دموکراسی یک شکل تک سناریویی آنگونه که اصلاح طلبان و سرنگونی طلبان تصور می کنند، ندارد و روند گذار می تواند متنوع و  گاه منحصر به فرد باشد/ تحول خواهان نگاه مثبت (البته مشروط) به همه ابزارهای تغییرهمچون صندوق رای- مطالبه محوری صنفی- اعتصاب اقتصادی و مدنی- اعتراض خیابانی دارند.

 

khameneie00

ریشه مشکل به سوء مدیریت بر میگردد. سوء مدیریت به عدم شایسته سالاری و این نیز به ساخت بنیادی قدرت مبتنی بر تبعیض و اساس این تبعیض نیز به حاکمیت یک اقلیت نالایق بر اکثریتی است که محروم از اعمال نظر و تمایل خویش است. این اقلیت متکی بر «ولایت فقیه» است. تمرکز قدرت بدون مسئولیت و دربسته به روی رای ملت. بیت قدرتی که حتی به رای اکثریت در انتخابات استصوابی نیز تن نمی دهد و دولت های غیرهمسو را ناکارآمد می کند. سیاستهای داخلی و خارجی این هسته سخت و بیت قدرت و ولایت علت العلل همه مصائب ماست/ اختلاف اما از آنجا آغاز می شود که افراد و جریانات به فکر چاره جویی دردهای مملکت وعلت العلل آن می افتند...

mozakerh0(در حاشیه بیانیه اخیر در مورد مذاکره مستقیم ایران و آمریکا)