چهارشنبه، ۲۶ مهر ۱۳۹۶ | Wednesday, 18. October 2017

پرگار:اصلاح دین یا فراتر از آن؟(1)

منتشرشده در صدا و تصویر فرهنگی شنبه, 11 دی 1395 ساعت 17:21

داریوش کریمی- برنامه پرگار- تاریخ پخش 11 دی ماه 1395- با شرکت محمود صدری، سروش دباغ و رضا علیجانی

در بخش اول از برنامه پرگار به مدیریت آقای داریوش کریمی، در باره برخی چالشهای درونی اخیر نواندیشان دینی؛ تحت عنوان «اصلاح دین یا فراتر از آن؟»، با دیگر شرکت کنندگان...(بقیه داخل صفحه)

 برنامه پرگار: اصلاح دین یا فراتر از آن

در بخش اول از برنامه پرگار به مدیریت آقای داریوش کریمی، در باره برخی چالشهای درونی اخیر نواندیشان دینی؛ تحت عنوان «اصلاح دین یا فراتر از آن؟»، با دیگر شرکت کنندگان به کاوش در باره بعضی پرسش ها و دغدغه ها پرداختیم. مانند: برخی دسته بندی های داخلی نواندیشان دینی؛ کارِ روشنفکریِ نواندیشان دینی و نسبتش با کار سیاسی و کار آکادمیک؛ یک نواندیش دینی تا کجا در درون گفتمان دینی قرار دارد؟ و ...

نگاه من در این بحث در مرتبه اول «وجودی» و در مرتبه دوم «معرفتی» است.

در نگاه «وجودی» به دین آنچه فرد «هست»، به خصوص اخلاقیات و منش و رفتار او و نتایجی که از این ها بدست می آید؛ مهم تر از چیزی است که فرد در سر دارد (معرفت) یا در جیب (ثروت) یا در بازو یا بر دوش و سر (نشان و مدال و منزلت). با وام گیری از تعبیر اریک فروم؛ «بودن»های فرد، نه «داشتن»های او.

در داستان موسی و شبان در مثنوی مولوی، موسی به «معرفت»شبان و تلقی اش از خدا ایراد می گیرد و او را «مسلمان ناشده، کافر» می خواند. اما خدا (و در واقع مولوی)، به موسی می گوید «ما درون و بنگریم و حال را / نی برون را بنگریم و قال را». و این تاکید بر حال و احوال، عین نگاه وجودی است.

از منظر «وجودی» این که شبان وار تلقی شخصی و انسان وار و تماما تجسمی از خدا داشته باشی و یا فیلسوفانه و متالهانه، تلقی وحدت وجودی وغیرشخصی و غیر انسان وار و تماما تنزیهی؛ در اولویت «نخست» و تعیین کننده در مذهبی «بودن» یا «نبودن»ت نیست. از همین نگاه است که اقبال لاهوری در باره برخی فیلسوفان غربی می گوید عقلش کافر و دلش مومن است و یا شریعتی می گوید من از بالکن و بلندایی به جهان می نگرم که ابوذر و چارلی چاپلین را به یک اندازه دوست دارم و یا گاندی هندو را از فلان آیت الله شیعی مسلمان تر می خواند و یا آیت الله طالقانی می گوید هر انقلاب ضد استعماری و ضد استبدادی و ضد استثماری یک انقلاب اسلامی است. این به معنای نفی نگاه و بررسی معرفتی نیست اما شاخص و معیار اصلی مرز مومن و مذهبی بودن و خروج از آن است.

در مرتبه دوم (مرتبه معرفتی)؛ هر کس که به توحید معتقد است و «به نحوی از انحاء» به وحی و حضورش در متن باور دارد؛ بالطبع خودش نیز خود را به نحو وجودی در دایره دین(اسلام) تعریف می کند. اما اگر به هیچ نحوی از انحاء حضور پر رمز و راز وحی را در متن نمی بیند؛ بالطبع خود فرد نیز دیگر احساس و درکی الهی از متن و رسول ندارد.

برخی از مباحث کنونی بعضی نواندیشان دینی به لحاظ «استراتژی فرهنگی» قابل نقد است و از موضع و جایگاه یک «روشنفکر»؛ بیشتر به سمت یک «فیلسوف» و «متاله» متمایل شده است. در یک «روشنفکر» نوعی پیوند بین دغدغه «حقیقت» و دغدغه «تغییرِ» اوضاع (به خصوص از طریق تغییر فرهنگ جامعه)، برقرار می شود و این خود نوعی توجه به «مخاطب» را یادآوری می کند(پیوند حقیقت محوری و مخاطب گرایی).

به نظر می رسد بعضی نواندیشی دینی در برخی دغدغه های فکری اخیرشان بیشتر بدنبال حل مجهولات خویش هستند تا نیازهای مخاطب و یا مشکلات فرهنگی جامعه. و مشخصا در رابطه با مقوله وحی؛ آنها در پی ریشه یابی برخی مشکلات فرهنگی دینی در گذشته، به تدریج به وجود یک «بحران» در پاردایم سنتی رسیده و در پی ارائه یک پاردایم بدیل برآمده اند. اما مشکل کار اینجاست که بخش مهمی از مخاطبان آنان هنوز در وقوف براین «بحران» با آنان سهیم نیستند و اینک ناگهان با «راه حل» آنها مواجه شده اند. مدل بدیل و راه حلی که یا اصلا مسئله شان نیست و یا ارتباط چندانی با آن برقرار نمی کنند.

آنهایی که هنوز ادراکی از بحران فهم متن ندارند بالطبع نمی توانند به طور عمیق وارد مقوله وحی شوند.

تلقی سنتی از وحی به «ارتباطِ» ضبط و پخشی (بین خداوند و پیامبر) معتقد است. در برخی مدل های بدیل (مثل رویاهای رسولانه) به طور گنگ و مبهم به «قرب محمد به خدا» اشاره شده است. اما تا از این تمثیل های شاعرانه رفع ابهام نشود نمی توان به لحاظ معرفتی در باره نسبت این مدل با فرهنگ و هسته سخت دینی داوری روشنی داشت. محمدبن عبداللهِ تاریخی بدون حضور مغناطیسی پر رمز و راز، شخصا توانایی این همه مفهوم پردازی را نداشته است.

به گمان من فهمِ (اینک بحران زده) لایه های مختلف متن(مقدس)؛ نه با مدل کلاسیک و سنتی «ارتباط» بلکه با مفهوم «اتصال» (یعنی اتصال سه ضمیرِ شخصی رسول، ضمیرِ جمعی او با ضمیرِ کیهانی/هستی)، سهل تر و این الگو برای حل بحران های مدل سنتی تواناتر است. در این باره باید بیشتر بحث کرد.

در دو زندان آخرم که انفرادی های طولانی تری داشت در این باره تاملاتی کرده ام که پس از زندان در یک مکتوب («متن، اثر، سند») که در تیراژی محدود وبرای نظرخواهی از بعضی صاحب نظران تکثیر کردم؛ آمده است. این متن در بخش «کتاب» سایتم قابل دسترسی است.