يكشنبه، ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ | Sunday, 20. August 2017

چرا مجلس می خواهد توافق هسته ای را بررسی کند؟

منتشرشده در مقالات سیاسی دوشنبه, 02 شهریور 1394 ساعت 22:43

majlesچرا ناگهان از مجلس استصوابی نامهای با بیش از 200 امضا بیرون آمد که خواهان بررسی توافق هسته ای شد؟ مجلس قبلا عملا از خود خلع ید کرده و در همه مسائل، مصوبات شورای عالی امنیت ملی را مبنا و ملاک قرار داده بود.

چرا ناگهان از مجلس استصوابی نامهای با بیش از 200 امضا بیرون آمد که خواهان بررسی توافق هسته ای شد؟ مجلس قبلا با بیشخصیتی تمام با تصویب یک ماده واحده عملا از خود خلع ید کرده و در همه مسائل، مصوبات شورای عالی امنیت ملی را مبنا و ملاک قرار داده بود.

وقتی تنی چند از افراطیهای جبهه پایداری متنی را تهیه کردند که مجلس «مرجع» تصویب توافقنامه هستهای باشد، علی لاریجانی فعال شد و با به اصطلاح رقیقسازی و تغییر محتوای پیشنویس تهیه شده توسط آن افراد، همه مسائل را به شورای عالی امنیت ملی ربط داد و به صورت آشکار و علنی هم از پشت تریبون ریاست مجلس گفت «ما نباید دست رهبری را ببندیم!». بعدا نیز یک بار دیگر تصریح و تأکید کرد که در رابطه با جنگ هم پذیرش قطعنامه 598 و مذاکرات و توافقنامه صلح را مجلس تصویب نکرده است. به گفته خبرنگاران مجلس، در روز تصویب آن ماده واحده پیرامون حداد عادل نیز شلوغتر از روزهای قبل بود؛ همه میخواستند پیغام و تمایل بیت را دریابند!

پس از آن تا هماکنون نیز رهبر جمهوری اسلامی ضمن همه دوپهلوگوییهایش و حتی تأکید بر تصویب آن «متن» (بدون حتی ذکر کلمه توافقنامه) در مسیر قانونی خود در کشور اما هیچ گاه تصریح نکرده است که این امر بایستی در مجلس صورت پذیرد. بر همین اساس در ماده واحده مصوب مجلس نیز تنها ذکر شده که توافقنامه باید به مجلس «ارائه» شود و نه این که مجلس آن را تصویب کند.

عراقچی نماینده مستقیم بیت در تیم مذاکرات (که عضو تیم مذاکرهکننده هستهای جلیلی نیز بود) نیز چند بار تصریح کرده است مصلحت نیست مجلس توافقنامه را تصویب کند و نوبخت سخنگوی دولت نیز سعی کرده برای همین امر محمل قانونی و حقوقی بتراشد.

جنتی دبیر کهنسال شورای نگهبان هم علیرغم آن که گفت به نظر شخص او توافقنامه باید در مجلس به تصویب برسد اما تصریح کرد در این رابطه دو نظر وجود دارد و مصلحت نیست موضوع هم چنان معلق باقی بماند.

واقعیت این است که بر خلاف جمله شعاری آیتالله خمینی که «مجلس در راس امور است»، هیچ گاه مجلس در ایران پس از انقلاب در رأس امور نبوده است و همه تصمیمات مهم خارج از مجلس گرفته شده و در موارد اندکی مجلس «به ظاهر» وارد موضوع شده است مانند آزادی گروگانهای آمریکایی که پس از تصمیمگیری در محافل محدود و بسته در رأس هرم سیاسی، مرحله نهایی کار در ظاهر توسط مجلس صورت گرفت و یا برکناری اولین رئیسجمهور (آقای بنیصدر) که باز پس از تصمیمگیری در محافل فوقانی قدرت و برکناری ایشان از فرماندهی کل قوا توسط آقای خمینی مجلس نیز وارد مسئله شد.

در مسئله مذاکرات پنهان و آشکار با آمریکا و موضوع هستهای نیز حکایت همچون سابق است. مجلس استصوابی که صحن علنیاش گاه به سان تظاهرات گروههای فشار و لباس شخصیها در میآید و استصوابیها دورش میچرخند و شعار مرگ بر سران فتنه سر میدهند و برای شورای نگهبان خودشیرینی میکنند، بیشخصیتتر و کمتوانتر و کمجرأتتر از آن است که وارد «معقولات» و نقاط ممنوعه شود و مسئله هستهای نیز به تعبیر رئیس همین مجلس، مسئله سیبزمینی نیست که هر کسی واردش شود.

پس حال چه شده است که بیش از دویست نفر خواهان ارائه لایحه دولت در این باره میشوند. جمع شدن امضای دویست نفر به اصطلاح نماینده ای که چند روز پیش آن ماده واحده را تصویب کردند، پایین این نامه نشان از امری دارد که خط و خطوطش نمیتواند از داخل مجلس شکل گرفته باشد و به احتمال زیاد خط و ربطی است که از بیرون مجلس آمده است و در همین راستاست که می بینیم کمیسیونی مستقل برای بررسی این توافقنامه تشکیل میشود. در حالی که کمیسیونهای مختلفی از مجلس میتوانستند متصدی این امر باشند. کمیسیون تشکیل شده نیز ترکیبی از طیفهای مختلف مجلس را دارد که ظاهرا میخواهد دست همه را در یک کاسه مشترک قرار دهد!

به عنوان یک گمانهزنی احتمالی میتوان گفت این ماجرا و ورود مجلسیان استصوابی با اشارات و طراحیهای بیرونی ریشه در وضعیتی دارد که در آمریکا پیش آمده است. رد شدن توافق توسط کنگره آمریکا تقریبا بدیهی است. اما کسب حد نصاب دوسوم برای مخالفان توافق که اوباما را از استفاده از حق وتو محروم کند، کمی دور از انتظار به نظر میرسد. هر چند کاملا هم منتفی نیست. سرمایهگذاری و فعالیت شدید لابیهای هواداراسرائیل مخالف توافق، برخی کشورهای عربی، جمهوریخواهان و نئوکانهای آمریکایی و بخشهایی از مخالفان تندروی حکومت ایران و ... برای رد توافقنامه بسیار زیاد و سنگین بوده است. بنابراین در میان مشاوران رهبر و اتاق فکر نیروهای امنیتی نظامی پیرامون وی نمیتواند گزینه کمتر محتمل رسیدن آرای مخالفان به دو سوم در نظر گرفته نشده و برای آن برنامهریزی صورت نگیرد.

حال فرض کنیم با احتمالی بسیار ضعیف اما اوباما نتواند از حق وتو استفاده کند و به ناچار توافق از نظر آمریکاییها منتفی شود؛ در آن صورت ایران و جهان با وضعیت تازه و بغرنجی مواجه خواهد شد. در این حالت برای ایران دو راه بیشتر متصور نیست یا خود با اروپاییها مسیر توافق را ادامه خواهد داد و یا به علت کنار کشیدن آمریکاییها، ایران نیز زیر توافق خواهد زد.

گزینه اول با توجه به مصوبه شورای امنیت سازمان ملل، راه معقولتر و ملیتری برای ایران است و باعث خواهد شد به جز تحریمهای یک جانبه امریکایی ها، بقیه تحریمها به تدریج برداشته شود و هم چنین شکاف احتمالی پیش آمده بین اروپاییها و آمریکاییها در این رابطه تعمیق شود نه این که اروپاییها به سمت آمریکاییها هل داده شوند. به احتمال زیاد این راه، مسیر پیشنهادی دولت روحانی، جامعه مدنی و سیاسی منتقد حکومت و بسیاری از اقشار ناراضی اقتصادی در ایران خواهد بود.

گزینه دوم اما مورد خواست و تأیید بخشهای تندرو و نیروهای نظامی­-امنیتی منتفع از تحریمها و... قرار خواهد گرفت. البته تصمیم نهایی و اصلی را باید رهبر جمهوری اسلامی بگیرد. شاید فشارهای اقتصادی فراوان وارده بر ایران تمایل وی را هم بیشتر به سمت گزینه اول سوق دهد. اما این تصمیمگیری بسیار مهم؛ به لحاظ روانی برای او بسیار سخت خواهد بود و حتی میتوان گفت وی نوعی سرشکستگی از آن احساس خواهد کرد. چرا که ادامه بازی در صورت کارشکنی و حتی به عبارتی دهنکجی آمریکاییها برای او با آن همه شعارهای دشمنستیزانه و استکبارکوبانهاش که دوران چالش هسته ای را نه زمان تنگنا و سختی شعب ابیطالب بلکه دوران فتح و ظفر بدر و حنین میدانست، تحقیرآمیز نیز خواهد بود.

در این صورت بهترین راه این است که مسئولیت این تصمیم را او شخصا برعهده نگیرد و به ظاهر مجلس ایران به گزارش کمیته ترکیبی منتخب که همه جناحها در آن حضور دارند بار این تحقیر و تصمیم مترتب بر آن را بر دوش کشد. اما اگر به هر دلیل تصمیم «نظام»! ایران بر رویکرد غیرمنطقی و ضدملی دوم قرار گرفت که ایران نیز زیر قرارداد بزند؛ البته آقای خامنهای آمادگی دارد حاضریراقتر از بقیه به روی صحنه بجهد و با سخنرانی غرایی بر ضدآمریکا این تصمیم را اعلان کند. البته در این مورد نیز شاید وی این احتیاط را داشته باشد که مسئولیت داخلی این تصمیم را به خصوص در برابر ناراضیان اقتصادی (که در شهرهای کوچک و روستاها پایگاه رای جناح متبوع وی نیز تلقی میشوند و در انتخابات 92 نشان دادند که تمایلشان به کدام سیاست است)، باز خود شخصا به عهده نگیرد. در این احتیاط احتمالی نیز باز مجلس استصوابی و گوش به فرمان میتواند سپر بلا و بز بلاگردان باشد.

بر این اساس میتوان ورود مجلس استصوابی به ماجرای هستهای را نوعی اقدام احتیاطی و پیشگیرانه برای یک ماه آینده و در صورت رد اجباری توافق از سوی دولت آمریکا دانست. اگر چنین احتمال ضعیفتری هم به وقوع نپیوندد، حداقل؛ پارلمان ایران نیز ادای پارلمان آمریکا را درآورده است. با این تفاوت که گوش به فرمانتر از آن است که از تصمیمات «نظام» سر سوزنی تخطی کند.

رادیو فردا  3 شهریور 1394