دوشنبه، ۳ ارديبهشت ۱۳۹۷ | Monday, 23. April 2018

نیروی معترض و نیروی سرکوب؛ کدامیک بیش تر تجربه انباشت می کند؟

منتشرشده در مقالات سیاسی سه شنبه, 29 اسفند 1396 ساعت 20:29

20cامید است که تجربیات موج اعتراضات دی ماه مردم جان به لب رسیده همان گونه که برای بخش امنیتی سرکوبگر حاوی درس هایی است، برای مردم و به خصوص فعالان مدنی و سیاسی نیز به انباشتی از تجربیات تبدیل شود و راه به سوی آینده ایرانی آزاد و آباد و مستقل بگشاید.

در دی ماه ۹۶ جوانان و میانسالان جان به لب رسیده کم در آمدی در حدود صد شهر در نقاط مختلف کشور به صحن

آمدند و اعتراضات اقتصادی و اجتماعی خویش را به کلیت ساختار قدرت پیوند زدند.

این اعتراضات در ابتدا با خام اندیشی و تحریک مخالفان سرسخت دولت در مشهد استارت زده شد تا شاید با تحت فشار قرار دادن دولت آن را مجبور به پرداخت بدهی موسسات مالی کنند که بدهکاران شان از مدت ها پیش به اعتراض در کف خیابان های کشور بودند و بدین طریق دولت را تیغ بزنند و بدهی افراد مشکوک و ناشناسی که پشت این موسسات هستند، از جیب دولت(و در واقع ملت) بپردازند (و البته در نهایت هم موفق شدند!). آن ها شاید اهداف بالاتری نیز علیه دولت داشتد. اما این ماجراجویی ابلهانه به سرعت آتش در خرمن نارضایتی اقشار کم درآمد در جای جای میهن زد و آه در سینه  مانده طول سالیان آن ها را، به فریادی رسا و تند تبدیل کرد.

عکس العمل حکومت در ابتدا بهت بود. جدا از این که می دانست استارت اولیه اش را خودی ها زده اند، اما مسئله مهم تر این بود که کسانی به خیابان آمده بودند که تاکنون پایگاه رای و صف مشروعیت بخش خویش می دانست و در برابر جریان اصلاح طلب درون خود آن ها را به رخ  می کشید که محرومان اند و در دفاع از انقلاب (اسم مستعار جریان ولایی) و دفاع از کشور تا پای جان ایستاده اند و همانند پایگاه  رقیب، شمال شهری های مرفه بی درد نیستند. سیلی واقعیت در ابتدای اوج گیری اعتراضات اما خیلی سخت بود.

از دهه های پیش همیشه گفته می شد این انقلاب، انقلاب محرومان و مستضعفان و پابرهنگان است و یک موی آنان به هزاران تن از کاخ نشینان می ارزد. مستضعف پناهی و شعار از عدالت و محرومیت زدایی، جدا از این که از اهداف انقلاب بود از شعارها و ابزارهای جریان راست ولایی در برابر شعار آزادی و دموکراسی بود که جریان رقیب پرچم خویش کرده بود. حالا گویی آتش در درون خیمه خودش افتاده بود.

و نیز؛ در طول سالیان اخیر و در جریان مشروعیت سازی برای حکومت و تربیت نیروی پا به رکاب برای حفظ قدرت در پایگاه های مختلف بسیج و دیگر انواع نیروهای لباس شخصی که بتوان آن ها را در هر زمان که لازم شد چماق به دست به خیابان کشاند و علیه مخالفان به کار گرفت نیز سال ها و سالهاست که محور تبلیغات بر آمریکا ستیزی از یک سو و محروم و مظلوم ستایی از سوی دیگر استوار بوده است. حال همان محرومان و مظلومان سر به عصیان و اعتراض برداشته بودند.

به همین دلیل اعتراض پایگاه رای و اقشار کم درآمدی که به زعم حکومت جمعیت راهپیمایی های مشروعیت بخش قدرت اند، در ابتدا همدلی هایی را نیز در بخش دیگری از اتکای اجتماعی جریان ولایی یعنی همان نیروهای شبه نظامی نیز بر می انگیخت. روحانیون حکومتی و ائمه جمعه نیز که سال ها بر همین ساز نواخته بودند هم دچار گیجی شده بودند. آن ها نیز یا صادقانه و یا به مصلحت و برای نیش زدن به دولت با جمعیت معترض به مشکلات و فشارهای اقتصادی همراهی ها و همدلی هایی نشان دادند. اما به تدریج شکل و روند مسائل رنگ دیگری به خود گرفت.

از محافل رسانه ای در تهران شنیده می شد که مسئولیت برخورد و مدیریت اعتراضات بر عهده دولت قرار داده شده و دولت نیز به نیروی انتظامی دستور مدیریت و تاحد امکان مدا را داده است.

در همین امتداد شنیده می شد که در شورای عالی امنیت ملی نیز تقاضای دخالت سپاه پذیرفته نشده و ابراز گردیده که دولت و نیروی انتظامی خود مسئله را مدیریت خواهند کرد. البته شنیده برعکسی نیز در محافل مطبوعاتی مطرح بود که سپاه نیز خود اشتیاقی برای ورود نداشته است؛ چرا که نمی خواسته بیش از این حیثیتش در انظار عمومی لکه دار شود. این شنیده ها غیرقابل ارزیابی هستند.

به هر روی بعد از مدت کوتاهی شعارها تندتر و رفتارها نیز رادیکال تر شد. این امر باعث می شد که ابراز همدلی ها کمتر و محتاطانه تر شود و نحوه برخوردها نیز آشکارتر و خشن تر.

نکته مهم دیگری که هم در نحوه انجام تظاهرات ها و هم در نحوه برخورد با آن ها موثر بود، این بود که بسیاری از این تجمعات اعتراضی در شهرستان ها و به خصوص شهرستان های کوچک برگزار می شد که بسیاری افراد از هر دو سوی ماجرا همدیگر را می شناسند. همین امر باعث می شد ریسک و خطر امنیتی حضور در تجمعات بالاتر باشد در نتیجه افراد جان به کف تر کم تری حاضر به حضور باشند و هم چنین سرکوبگران نیز راحت تر توسط  ناظران در صحنه قابل شاسایی هستند.

در این جا باید عنصر دیگری را هم به این مجموعه افزود و آن این که ساختار قدرت و به خصوص بخش امنیتی آن از سرکوب جنبش سبز نیز “تجربیاتی” اندوخته بود. حال بر اساس همین تجربیات سعی می کرد نحوه برخورد و سرکوبش “پیچیده تر” از قبل باشد؛ به نحوی که کم تر از آن هنگام که ناگهان غافلگیر شده بود، به چشم بیاید و شکار دوربین ها شود که می تواند بازتاب و انعکاس بین المللی و حقوق بشری وسیعی بیابد.

این در حالی بود که سپاه و بسیج از قبل انتظار  اعتراضات و شورش های اقتصادی را داشتند. هر چند نه به این سرعت و وسعت. ده روزی قبل از شروع اعتراضات، سپاه اعلام کرد بنا بر طرحی جدید می خواهد برای ایجاد امنیت در شهرها ورود کند. وزارت کشور البته اعلام نمود در این باره خواسته ای از سپاه نداشته است. هم چنین بسیج اعلام کرد طبق طرحی می خواهد گشت های محلات را  سازماندهی کند. در همان موقع در مصاحبه ای با رادیو فردا مطرح کردم که این دو طرح مکمل یکدیگر و برای برخورد با اعتراضات احتمالی اقتصادی است.

خاتمه

حال با کنار هم قرار دادن این چند نکته می توان نحوه برخورد با اعتراضات دی ماه را بررسی نمود:

– عدالت طلبی و مستضعف پناهی بخشی از شعارهای انقلاب علیه حکومت پیشین بوده است.

– اقشار کم در آمد از نظر بخش ولایی حکومت تکیه گاه اصلی اجتماعی و پایگاه رای شان را تشکیل می دهد.

– شعار عدالت با رویکردی عمدتاً فریبکارانه و پوپولیستی توسط این جناح در برابر شعار آزادی و دموکراسی جریان مقابل (اصلاحی-اعتدالی) مطرح شده است.

– یکی از شعارهای هویت بخش به جریان ولایی که نیروهای تحت امر و خیابانی اش را با آن تربیت و آماده برخورد با طبقه متوسط فرهنگی آزادی – دموکراسی خواه می کند همانا دلسوزی برای فقرا و محرومان (به موازات دشمن ستیزی) است.

– سرکوب جنبش سبز علیرغم این که توانست پس از هشت ماه حضور خیابانی مستمر آن را مهار کند اما به قیمت حیثیتی گزاف داخلی و بین المللی برای قدرت مستقر تمام شد که باید در هر رویداد جدیدی این تجربه را نیز در نظر گرفت.

براساس این مجموعه نکات بود که حکومت سعی کرد با مدارا و مدیریت و البته پیچیدگی بیش تری با این اعتراضات برخورد کند. اما سیر شتابان اعتراضات و تندتر شدن شعارها و بعضاً رفتارها، آستانه تحمل بسیار پایین بخش امنیتی را نیز تحریک می کرد. این نیروی خو کرده به سرکوب و رفتارهای لومپنی با همه این هشدار و انذارها و احتیاط ها اما ظرف کمتر از دو هفته جان بیش از ۲۵ نفر را در خیابان گرفت. آن گاه نیز شاهد سرکوب شدید نفر به نفر در پشت صحنه دور از انظار عمومی یعنی در محبس ها و بازداشت گاه ها بودیم و هستیم که نقطه چینی از مرگ های اعلام و آشکار شده و نشده را به دنبال داشت که در بعضی موارد نیز سعی شد شکل خودکشی بدان داده شود. اما با تکرار این واژه افکار عمومی نیز در این باره عکس العمل تند و طنزآلود به خود گرفت و حکومت و بخش امنیتی چند پاره و چند لایه اش را مجبور به پنهانکاری بیش تر کرد.

امید است که تجربیات موج اعتراضات دی ماه مردم جان به لب رسیده همان گونه که برای بخش امنیتی سرکوبگر حاوی درس هایی است، برای مردم و به خصوص فعالان مدنی و سیاسی نیز به انباشتی از تجربیات تبدیل شود و راه به سوی آینده ایرانی آزاد و آباد و مستقل بگشاید.

نشریه خط صلح- شماره ویژه اعتراضات دی ماه- 29 اسفند 1396