پنجشنبه، ۲۷ مهر ۱۳۹۶ | Thursday, 19. October 2017

دو نقیصه اصلاحات: توسعه بدون عدالت و دموکراسی لایه بندی شده

منتشرشده در مقالات سیاسی سه شنبه, 02 خرداد 1396 ساعت 17:50

khatamiبراساس این دو نقیصه شعار «بازگشت به عدالت» و شکل دهی گفتمانی که آزادی و عدالت را هم پیوند قرار دهد و مدنی تر و فراگیرتر کردن عرصه سیاست ورزی دموکراتیک و حقوق بشر گرا که مرزهای دموکراسی لایه بندی شده را فراتر ببرد، دو راهبرد خروج از این ضعفهاست.

دوم خرداد بالا آمدن زیردریایی بزرگ جامعه ایران از زیر اقیانوس به ظاهر آرام و ساکت جامعه ایران بود.

در طول دو دهه بعد از انقلاب جامعه ایران تغییرات شگرفی کرده بود که در زیر خیمه سیاه و بزرگ سانسور و اختناق پنهان مانده بود. تغییر فاحش نسبت جمعیت شهری به غیر شهری، رشد روزافزون سواد و تحصیلات عالیه، حضور روزافزون و گسترده زنان در حوزه های مختلف، رشد شتابان رسانه های جمعی و هرچه همگانی تر شدن آنان، حضور وسیع ایرانیان خارج از کشور و ارتباطات شان با داخل و ...؛ همگی نقشی مهم در تغییر شتابان جامعه ناموزون اما با «غلبه وجه سنتی» ایران به جامعه ای همچنان ناموزون ولی با «غلبه وجه مدرن» داشتند.

اما شاید بتوان گفت مهم ترین «علت» این تحول سرکارآمدن حکومتی مدعی دیانت در ایران بود که گام به گام مشکلات و بن بست های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی اش نمایان تر می شد و این کلاس «عملی» خود بزرگترین آموزگار دوم خرداد بود که درس هایش در نظریه پردازی هایی که در نشریات جریانات مختلفی که از آزادی های محدود حداکثر بهره را می بردند بازتاب می یافت. نشریاتی هم چون کیان- ایران فردا- آدینه- دنیای سخن- پیام امروز و ... .

سیدمحمد خاتمی «معلول» برآمده از عللی بود که بر شمرده شد. اما او دولت وی همچون «علتی» عمل کرد که به آن روند شتاب تازه ای بخشید. عرصه هایی همچون سیاسی حزبی، دانشجویی انجمنی، زنان مدنی و کمپینی، صنفی سندیکایی، اقلیتهای مذهبی قومی و زبانی در بسترهای رسانه ای و مدنی و ...؛ همگی فرصت تازه برای رشد شتابان و مستقل خویش یافتند.

جامعه مدنی و سیاسی و صنفی و جنسی و قومی ایرانی در پیوند و یا مستقل از قدرت نشان داد که در دولت نفتی نیز می توان بر قدرت اثر گذاشت و آن را کنترل کرد و عقب راند. عرصه رسانه، کار سیاسی و مدنی و فرصت های انتخابات های مختلف بستر چنین تحرک و خودنمایی ای بود. این روند در اوج خود به جنبش سبزی رسید که تمام قد در برابر کودتای انتخاباتی ایستاد و علیرغم به حصر رفتن رهبران آن اما پایداری و استقامت همان ها باعث شد قدرت مستقر باز به دموکراسی نیم بند خویش برگردد و سرتسلیم بر صندوقهای خود فرود آورد.

اما جریان اصلاحی (و بعدا اعتدالی) از دو نقیصه رنج می برد. یکی عدم پیوند وثیق با اقشار کم در آمد جامعه که در گفتار سیاسی و فکری اش جای مناسبی نداشت و توسعه اقتصادی ای می خواست که آنچنان به تبعیض و عدالت حساس نبود. و دیگری دموکراسی لایه بندی شده و بسته عمل کردن و خودی- غیرخودی کردن که متاسفانه تا بستن لیست شورای شهر اخیر نیز ادامه یافت.

براساس این دو نقیصه شعار «بازگشت به عدالت» و شکل دهی گفتمانی که آزادی و عدالت را هم پیوند قرار دهد و مدنی تر و فراگیرتر کردن عرصه سیاست ورزی دموکراتیک و حقوق بشر گرا که مرزهای دموکراسی لایه بندی شده را فراتر ببرد، دو راهبرد خروج از این ضعفهاست که باید توسط روشنفکران و فعالان سیاسی و مدنی پیش گرفته شود و رهبران اصلاح طلب و اعتدالی با این دو مطالبه مورد نقد قرار گیرند. حمایت از اصلاح طلبی و اصلاح طلبان همواره باید «انتقادی» و «مطالبه گرا» باشد علیرغم آنکه «صف بندی» سیاسی در ایران کنونی همچنان حول جمهوری خواهی/ اقتدار طلبی است.

مجموعه ناظران بی بی سی 2 خرداد 1396 (این متن درسایت بی بی سی خلاصه شده است)