يكشنبه، ۲۶ آذر ۱۳۹۶ | Sunday, 17. December 2017

«منطق جهت» و «حداقل خواهی» در وضعیت تراژیک کنونی ما!

منتشرشده در مقالات سیاسی دوشنبه, 28 فروردين 1396 ساعت 16:05

entekhabat96برنده انتخابات جریانی خواهد بود که بتواند در نبرد دو منطق «عامل» و «مانع» برنده شود. کدامیک عامل شرایط فعلی است و کدامیک مانع تغییر آن است.

به تبع از طیف سیاسی که بدان تعلق دارم در انتخابات های گوناگون (ریاست جمهوری، مجلس، شوراها و خبرگان) و بنا به شرایط متفاوت؛ طیفی از مواضع (از شرکت فعال و همراه با معرفی نامزد، شرکت با حمایت از نامزد، سکوت و بالاخره عدم شرکت) داشته ایم.

انتخابات «حق» من و ماست. اما وقتی می توان از آن استفاده کرد که «واقعا» حقی وجود داشته باشد. بنابراین از قدیم گفته ایم که در هر انتخابات «نیمه آزاد و نیمه موثر» شرکت میکنیم و از هر جریانی که «حداقل رفاه»ی برای مردم و «حداقل فضا»ی تنفسی برای فعالان سیاسی و مدنی به ارمغان بیاورد، حمایت می کنیم.

وضعیتی که گرفتارش هستیم

همگان میدانیم ساختار قدرت در ایران دوگانه است: ولایی و جمهوری. بخش اول با بستن فضای سیاسی کشور و نیز بهره گیری از ابزار نظارت استصوابی بخش دوم را محدود و محدود تر می کند. اگر یکروز مهندس سحابی و دکتر یزدی و دکتر پیمان «حداقل» می توانستند نامزد شوند (هرچند رد صلاحیت می شدند) و رقابت قابل تحمل برای ساخت قدرت بین اصلاح طلب و اصول گرا بود، امروزه نه تنها نیروهای غیرمذهبی، ملی، ملی-مذهبی کمافی السابق از ورود به این عرصه محروم اند (جدا از دیگر محرومان دائمی همچون زنان و اقلیت های دینی)؛ بلکه اصلاح طلبان سبز و حتی اصلاح طلبان میانه رو نیز از این عرصه حذف شده اند.

«منطق رهایی» / «منطق زندگی»

با این صورت مسئله اما طیف وسیعی از همین محذوفین و محرومین در انتخابات شرکت می کنند چرا که آنها ( به همراه بخش مهمی از افکارعمومی مردم) به این نتیجه رسیده اند که:

الف- وقتی جامعه مدنی قدرتمند و موثر و جنبش اجتماعی تاثیرگذاری فعلا موجود نیست؛

ب- در مواردی که فاصله بین نامزدهای موجود با یکدیگر در حد قابل اعتنایی است که برخی ولو لنگ لنگان کشور و سرنوشت مردم را در مسیر درست تری پیش می برند و بعضی اساسا جهت و مسیرشان ضد منافع میهن و مردم است؛

پ- تجربه پر هزینه طیف وسیعی از فعالان سیاسی و مردم ایران از «کنش سیاسی» به «مطالبه محوری» مدنی رسیده است یعنی خواسته های شان را مرحله بندی می کنند و نمی توانند همه مشکلات زیست روزمره مردم تحت فشار و همه مطالبات خویش را «موکول» به تغییرات کلی ساختاری کنند و آنها را سالها و بلکه دهه ها منتظر خط مشی های دیربازده نگه دارند؛

ت- حفظ شکاف در بالا را معمولا به نفع مردم و فضای نسبی فعالیت آگاهی بخش و مدنی در پایین می دانند. و بسیاری از تئوری های «گذار»(به دموکراسی) معتقدند اگر جریان اجتماعی، متحدی در درون قدرت داشته باشد حرکت راحت تر و برگشت ناپذیرتری خواهد داشت؛

بنابراین، سیاست شان شرکت در انتخابات با رویکرد «حمایتی – انتقادی» و (در دو دوره انتخابات های اخیر، بنابه دلایل گوناگون) با مشی «حداقل خواهی» است. و این یعنی چالش دو «منطق» که به تعبیر گیدنزی می توان «منطق رهایی» و «منطق زندگی» نام داد.

«منطق جهت» در وضعیت تراژیک کنونی ما!

در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو یک طرف طرفداران خط مشی اقتدارگرایی قرار دارند که خود را انقلابی جا زده و رویکردشان تنش زایی مستمر و ضد منافع مردم تحت فشار ایران با جهان و منطقه و بستن فضا در داخل است و سوی دیگر خواهان تنش زدایی در جهان و منطقه و به طور نسبی و محدود بازکردن فضای داخلی.

وضعیت تراژیک آن که شهروندان بدون اینکه بتوانند دولت مستقر را مورد نقد جدی قرار دهند و نامزد قوی تری را جایگزین فرد ضعیفتر کنند و یا احزاب سیاسی حتی بتوانند حمایت از استمرار یک دولت را مشروط به شرایطی بکنند؛ بر اساس «منطق جهت» (نیروی که کشور را از جنگ و فقر و سرکوب مقداری دور می کند و نیرویی که جهت گیری سیاست هایش جز تحریم و جنگ و خشونت و سرکوب محصولی ندارد)، مجبورند گاری ای که در مسیر درست جاده می راند را هول بدهند و مانع شوند که جرثقیل قوی تری کل سرنوشت ملت را به سمت برعکس با سرانجام مرگ و تباهی ببرد.

برنده دو منطق «عامل» و «مانع» کیست؟

اما آرایش صحنه رقابت های این دوره ریاست جمهوری هم به گمانم چنین است که تمرکز اصلی بر مسائل اقتصادی و مشکلات زندگی روزمره مردمان خواهد بود. دولت فعلی «عامل» بدبختی مردم معرفی خواهد شد و دولت نیز مدافعه گرایانه خواهد کوشید از خود و دستاوردهایش دفاع کند. اما طرف دیگر نیز پیشینه و پرونده عملی تیره تری دارد و نمی تواند به راحتی در نقش مخالف وضع موجود ظاهر شود.

برنده انتخابات جریانی خواهد بود که بتواند در نبرد دو منطق «عامل» و «مانع» برنده شود. کدامیک عامل شرایط فعلی است و کدامیک مانع تغییر آن است. هر دو طرف نقدهایی برای متهم کردن یکدیگر دارند. هر چند حامیان دولت هشت ساله ویرانگر احمدی نژاد پرونده بسیار سیاه تری دارند. اما در دروغگویی و عوامفریبی هم ید طولایی دارند.

رئیس جمهور فعلی در صورتی برنده خواهد شد که ضمن دفاع از دستاوردهایش؛ هم «بخواهد» و هم «بتواند» جریان مقابلش را به عنوان «مانع» بهبود اوضاع معرفی کند؛ به خاطر سیاست های شان در جهان و منطقه و داخل و به خصوص این که با جلوگیری از ثبات داخلی، با موشک پرانی و بالا رفتن از دیوار سفارت های خارجی و ... مانع تنش زدایی بین ایران و جهان شده و از همین رو «مانع» سرمایه گذاری خارجی برای خروج از رکود اقتصادی بوده اند. در سیاستهای داخلی نیز اطلاعات سپاه و قوه قضائیه و... مانع اصلی گشایش نسبی فضا بوده اند. هر چند بخشی از این رویکرد انتخاباتی فریبکارانه است اما در مجموع تطبیق بیشتری با واقعیت دارد.

باید منتظر ماند و دید جدال عامل و مانع را کدام می برد. مخصوصا وقتی یکی از نامزدهای اصلی از سوی یک مرجع مذهبی جنایتکار نامیده شده است. ضمن آن که مردم ایران همیشه کراهتی قلبی از قساوت و ریاکاری و تحجر دارند؛ از انسانهای قسی القلب و خشنی که به اعدام درمانی معتقدند و ریاکارانی که از نقاب و جیب مذهب برای جاه طلبی شخصی شان خرج می کنند و متحجرینی که می خواهند مردم را از حداقل شادی و آزادی سبک زندگی محروم کنند.

ایران وایر 28 فروردین 96