پنجشنبه، ۱۰ فروردين ۱۳۹۶ | Thursday, 30. March 2017

مقاومت تمام قد خامنه ای در برابر تغییر

منتشرشده در مقالات سیاسی دوشنبه, 24 اسفند 1394 ساعت 13:09

khamenie1چگونه می شود از اعتماد مردم به نظام حرف زد اما محتوای رای مردم را «خسارت» خواند. این خسارت چیزی جز رای اعتراض و عدم اعتماد مردم به برخی سمبل های نظام نیست. رهبر ج.ا با طرح ادعای خسارت وارد شدن توسط رای مردم ناخواسته داعیه دیگرش در مورد رای اعتماد مردم به نظام را زیرسئوال برد.

سخنرانی آقای خامنه ای نشان داد که هر چند وی بر خلاف سال 88 به لحاظ «حقوقی» نتایج انتخابات را پذیرفته است ولی از نظر «حقیقی» در برابر آن مقاومت می کند و تصمیم گرفته است با نشنیده گرفتن صدای مردم به صورت تمام قد در برابر رای و تمایل اکثریت مردم بایستد.

او به طور مطلق از شورای نگهبان و قلع و قمع نامزدها حمایت کرد و به منتقدان آن شورا که دو نفرشان در کناردست وی نشسته بودند (یعنی روحانی و هاشمی) تاخت.

او برخلاف رای روشن مردم در حذف محمد یزدی و محمد تقی مصباح یزدی از آنان به صورت آشکاری حمایت کرد و حذف آنها؛ و در واقع رای مردم، را باعث خسارت (به مجلس خبرگان) دانست.

او با تندترین تعابیر به رهبران جنبش سبز حمله کرد و آنها را نانجیب نامید و در واقع اقدام مشارکت جویانه آنها در انتخابات اخیر را با پاسخ تند و منفی خود پاسخ داد. و این یعنی امیدی به رفع حصرآنان بدون توبه کردن شان! نداشته باشید.

او آشکارا و با لحنی تقریبا عصبانی و به صورت لجبازانه دستاوردهای برجام که به حساب دولت واریز شده را به هیچ گرفت و گفت با این همه رفت و آمدهای خارجی ها هنوز هیچ اتفاق واقعی در اقتصاد رخ نداده است.

او هم چنین بر همه دیدگاه های سابق خود در رابطه با دشمن و نفوذ و رخنه در مسئولان! و این که جهان فقط غرب و اروپا نیست و ... با تاکید صحه گذارد.

مردم؛ اعتماد یا خسارت وارد کردن به نظام!؟

رهبر جمهوری اسلامی در عین حال مشارکت در انتخابات را علامت اعتماد مردم به نظام خواند. پارادوکس مسئله اما آنجاست که چگونه می شود از اعتماد مردم به نظام حرف زد اما محتوا و جهت گیری رای مردم را «خسارت» خواند. این خسارت چیزی جز رای اعتراض و عدم اعتماد مردم به برخی سمبل های نظام به محوریت شخص و سیاست های آقای خامنه ای نیست. رهبر جمهوری اسلامی با طرح ادعای خسارت وارد شدن توسط رای مردم ناخواسته داعیه دیگرش در مورد رای اعتماد مردم به نظام را زیرسئوال برد.

یک موضوع قابل توجه دیگر در ادبیات آقای خامنه ای استفاده از واژگان نظامی تقریبا در اکثر مسائل غیر نظامی است. وی که روزی اساتید و دانشجویان را فرماندهان و لشگریان جنگ نرم خواند در این سخنرانی هم تاکید کرد که قرار شد برای پیشبرد اقتصاد مقاومتی «قرارگاهی» تاسیس شود و برای آن «فرماندهی» نیز تعیین شود! گویی آقای خامنه ای درس بزرگ بلند پروازی در پرونده هسته ای که به نرمش قهرمانه منجر شد رافراموش کرده است که به اقتصاد نمی شود فرمان داد!

در حاشیه این سخنرانی دو نکته فرعی نیز قابل توجه بود یکی این که آقای خامنه ای تذکر داد که در مراسم های عزاداری فاطمیه حساسیت های دینی اهل سنت رعایت شود و کدورت و نفرت تولید نشود که خواسته دشمنان است. این رویکرد می تواند در این حوزه خاص اندکی از آتش افراط گری های مذهبی بکاهد که دکان و بازار پر رونقی در رابطه با مسائل پیرامون حضرت فاطمه برای دامن زدن به آتش تعصبات مذهبی و فروختن کالاهای مادی و معنوی خود یافته اند. در روزهای اخیر پرچم ها و علم و کتل هایی شدیدا ضد اهل سنت در رابطه با غصب باغ فدک و نحوه مرگ حضرت فاطمه در فضاها و کانال های مجازی، آگهی تبلیغاتیِ تجاری می شود!

نکته دیگر این بود که رهبر جمهوری اسلامی ضمن حمایت شدید از شورای نگهبان ولی موضوع نظارت استصوابی را نیازمند اصلاح قوانین برای وقت و دقت بیشتر درعملکرد این شورا دانست. این موضع راهی را می گشاید که هر چند هم اینک به علت توازن قوای نامتعادل در سطوح بالای قدرت، بازبینی این قواعد به سختگیرانه تر شدن این عمل غیرقانونی منجر خواهد شد اما شاید در شرایطی بهتر روزنه ای برای اصلاح و کنترل آن بگشاید.

به هر روی مجموعه سخنان آقای خامنه ای سمت و سوی وی در شرایط پساانتخابات را نشان داد و مشخص کرد وی موضعی همچون برخوردش در شرایط پسابرجام دارد: در باید بر پاشنه سابق بچرخد. و این یعنی دولت روحانی هم چنان در سیاست داخلی با سد ستبر و مانع اصلیِ بیت قدرت مواجه است.

برجام دو آقای روحانی اقتصادی است تا سیاسی

آقای روحانی مدتی است سخن از برجام دو می گوید. دقت در ادبیات و تحلیل محتوای مواردی که وی به این بحث می پردازد به خوبی نشان می دهد که در طرح برجام دو برخلاف تصور بعضی که آن را مسئله ای در حوزه سیاست های مرتبط با قوانین و حقوق شهروندی در داخل و تغییر فضای امنیتی به سیاسی می دانند، اما خود ایشان چنین منظوری ندارد و حداقل در ظاهر کلامش چنین قصدی را هیچ گاه بیان نمی کند. همه جا وقتی سخن از برجام دو به میان آمده اشاره به حوزه اقتصاد شده و تاکید بر اینکه برای ساختن آینده کشور همه جناح ها باید با هم کنار بیایند تا بتوان کشور را به رشد و توسعه اقتصادی رساند. در این سخنان نمونه ای در رابطه با حقوق شهروندی و رعایت قانون در باره منتقدان و مخالفان و احیانا رفع حصر از رهبران جنبش سبز و آزادی زندانیان سیاسی و عقدیتی و مطبوعاتی به چشم نمی خورد.

اما علیرغم مخالفت تمام قد رهبر جمهوری اسلامی در برابر مضمون و جهت گیری رای مردم، مجلس آتی نسبت به مجلس نهم همسویی و همکاری بیشتری با دولت روحانی دارد. حسن روحانی نمی تواند در بسیاری از حوزه های داخلی روی کمک و همراهی راس هرم سیاسی در مسیر وعده های زمین مانده حساب کند به خصوص آنکه سمت گیری و لحن رهبر نظام روز بروز بیشتر شبیه ادبیات رهبر حزب مخالف و رقیب دولت خودنمایی می کند که بیشتر قصد دارد دستاوردها را تحقیر کرده، توقعات را بالا ببرد و اشتباهات را بزرگ نمایی کند. اما رئیس جمهور مجلسی همراه تر در پیش خواهد داشت. مجلسی که می تواند از طریق آن برخی وزرای ضعیف و یا ناهمسو برای تحقق برخی شعارهای زمین مانده را تغییر دهد و افراد جدیدی را جایگزین کند. مجلسی که می تواند در کمیسیون اصل نودش که فرضا می تواند فرد پیگیر و شجاع تری چون علی مطهری را در راس خود ببیند، مرجع دیگری برای پیگیری اعتراضات به قانون شکنی ها در رابطه با آزادی بیان و مطبوعات و نظایر آن و یا حتی پیگیری مسئله رفع حصر حداقل در حد زنده نگه داشتن موضوع در فضای سیاسی کشور و عرصه افکار عمومی باشد. برخی کمیسیون های مجلس نیز می توانند برخلاف سابق که به سنگ اندازی در راه وزرا مشغول بودند به همکاری و تقویت آن ها بپردازند.

دوگانگی ساختاری رهبر/ رئیس جمهور

به علت دوگانگی ساختاری که در نظام جمهوری اسلامی وجود دارد از ابتدای انقلاب تا کنون تقریبا به صورت مستمر بین رئیس جمهور و رهبر چالش ها و کشمکش هایی وجود داشته است. آیا حسن روحانی می تواند از دایره بسته و تقریبا ناکارآمد مدل ها سابق (دو مدل بنی صدر و احمدی نژاد که به چالش و یا کشمکش کشیده شد و دو مدل خاتمی و رفسنجانی که نمی توانست یا نمی خواست فراتر از اراده رهبر برود) خارج شود. این امر در مرحله نخست نیازمند عزمی اولیه برای این کار است. آیا دکترین سیاسی و رفتارشناسی حسن روحانی دارای این عزم هست؟

ظاهرا حسن روحانی در مواردی که به حساسیت های رهبر نظام برمی خورد علیرغم آنکه گاه موضع اولیه تند و صریحی دارد اما در عمل (در آخرین نمونه مانند مسئله نظارت استصوابی) عقب نشینی می کند. این رویه چیزی شبیه مدل محمد خاتمی است. تفاوت روحانی و خاتمی در این است که خاتمی پایگاه اجتماعی مستقلی داشت که می توانست بدان تکیه کند اما این پایگاه رای ناشی از محبوبیت شخصی برای حسن روحانی بسیار ضعیف است. بدین ترتیب اگر متحدان سیاسی قدرتمندی از او حمایت نکنند نمی تواند روی پایگاه اجتماعی و پایگاه رای مستحکمی حساب کند. بر این اساس اگر روحانی بخواهد حامیان سیاسی اش را راضی کند و یا دل رای دهندگان را بدست آورد آن هم در زمانی که خاتمی میانه رو نیز طی هر دو بیانیه اش بعد از برگزارش انتخابات از او می خواهد به «دیگر وعده هایش» و «همه وعده هایش» عمل کند، باید بتواند در این راه دستاورد داشته باشد. دوران بعد از برجام و بعد از انتخابات برای حسن روحانی نیز دوران شتابناکی است به سمت پایان دوران چهار ساله ریاست جمهوری اش. او باید بتواند در نسبتی تقابلی/ تعاملی با رهبر به عنوان سد اصلی تحقق وعده های داخلی اش به طور نسبی به برخی از آنها جامه عمل بپوشاند. آیا وی می تواند تعریف و مدل جدیدی ازمسئله استراتژیک و بس مهمِ «نسبت رئیس جمهور و رهبر» در ایران بدست دهد و امتیازاتی راضی کننده برای پایگاه رایش از وی بگیرد. این بزرگترین چالش سیاست داخلی رئیس جمهور در دوران پسا برجام/ پسا انتخابات است.

رادیو فردا/ 23 اسفند 1394