دوشنبه، ۱ مرداد ۱۳۹۷ | Monday, 23. July 2018

مقالات سیاسی (267)

rouhani-khameneiخروجی و نتیجه این دو تفسیر از رای مردم به دو رویکرد متفاوت در امتداد راه می رسد. نقطه اوج این تفاوت نسبتی است که باید بین اصلاح/ اعتدال طلبان با جریان مقابل و به خصوص با راس هرم سیاسی وبه طور مصداقی بین رئیس جمهور و رهبر برای تحقق «همه وعده ها»ی انتخاباتی حسن روحانی برقرار شود.آیا آنها هم چون امثال خاتمی هم چنان باید آشتی جویانه بدنبال همراه کردن رهبر با خود باشند و یا هم چون امثال هاشمی باید به جریان مقابل برای گرفتن امتیاز فشار بیاورند و یا راه سوم و ترکیبی از این دو نیز متصور است. به علت ساخت دوگانه قدرت در جمهوری اسلامی همیشه بین رهبر و رئیس جمهور چالش و کشمکشی نهان و آشکار وجود داشته است. جدا از مدل های آقای بنی صدر و یا محمود احمدی نژاد که به نزاع و یا کشمکش آشکار کشیده شد، مدل های خاتمی و هاشمیِ رئیس جمهورنیز وجود دارد. روحانی راه کدام یک را باید برود و یا می تواند راه جدیدی را در پیش گیرد؟ این ها مسائلی راهبردی و بنیادی است...

entekhabat1انتخابات پیش رو میدان آزمون رویکرد حداقل خواهی است در مقایسه با رویکردهای تحریم و مطالبه محوری و مشارکت (با داشتن نامزدهای اصلی و موثر) که اینک نقاط ضعف و قوت هریک قابل ارزیابی است. البته با شاخص هایی که ابتدا باید روشن و یکسان شود. در این باره بعد از انتخابات بیشتر می توان به بحث پرداخت/ انتخابات خبرگان در این دوره اهمیت بسیار بیشتری از انتخابات مجلس دارد. تا آن جا که می ارزد برای ورود یا عدم ورود برخی افراد بدان «ریسک» حداقل خواهی را بسیار بیشتر از انتخابات مجلس (در حوزه هایی که رقابتی نسبی وجود دارد) پذیرفت و قمار خبرگان داو هوس برانگیزتری دارد!

انشعاب در جریان ولایی (اصول گرا)

یکشنبه, 18 بهمن 1394 ساعت 22:26

ansheab3به نظر می رسد به تدریج یک پوست اندازی تاریخی در حد یک انشعاب در جریان ولایی (اصول گرا) اتفاق افتاده است که شاید تا هنگامی که رهبر کنونی زنده و در راس قدرت است خود را به وضوح و تمامی در عرصه سیاسی نمایان نکند. چرا که همه افراد این جریان بر محور ولایت و تبعیت از آن به صف شده و از نردبان قدرت و ثروت بالا آمده و از رانت های آن بهره مند شده اند، ولی در هنگامی که این محور و نردبان وجود نداشته باشد آن گاه می توان انتظار ظهور و بروز های شگفتی را در عرصه ابراز نظرها و نیز رفتارهای سیاسی داشت.

نقض «نیابتی» حقوق بشر

دوشنبه, 05 بهمن 1394 ساعت 19:03

arabestanاین خودحق‌پنداری ها و رفتارهای ویژه اینک در قالب دو مذهب بزرگ منطقه و دو زیرشاخه اسلام صورت‌بندی می‌شود. هر چند اگر نیک بنگری نزاع بر سر قدرت و ریاست بر سیاست و اقتصاد منطقه را در زیر این کشمکش آشکارا خواهی دید.

چرا شورای نگهبان قلع و قمع کرد؟

شنبه, 03 بهمن 1394 ساعت 22:15

radesalahiatبه نظر می‌رسد به جز از راه درک تجسمی الف- نوعی «عقلانیت لومپنی» و ب- «نگاه امنیتی توطئه‌محور همیشه در هراس و در این لحظه حساس!»، نمی‌توان قلع و قمع نامزدهای انتخاباتی توسط شورای نگهبان و در واقع جریان افراطی (احتمالا متصل به اطلاعات سپاه) پشت این شورا را درک و تبیین کرد.

mantaghehنگاه بین‌الملل و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از ابتدای پس از انقلاب دارای یک «مسئله» مغناطیسی بنیادی و اثرگذار بود که به تدریج دو موضوع اثرگذار دیگر، شاید به عنوان دو «آفت»، در آن شروع به رشد کرد.

arabestan2اگر حسن روحانی، به اندازه محمد خاتمی در قتل‌های زنجیره‌ای مقاومت می‌کرد می‌توانست یک سعید امامی کوچولو از پشت حمله به سفارت عربستان بیرون بکشد و تا مدتی ستاد ضددولت را بی‌حس کند.

و اینک؛ ایرانی سرگردان/ آواره

پنج شنبه, 10 دی 1394 ساعت 15:02

roozامروز آیا «روز» نمی توانست کمی مهربان تر باشد و بی رحمی یک پایان دیگر را بر نویسندگان و مخاطبانش تحمیل نکند؟ نمی دانم. حتما نمی شده است دیگر. بعد از رسا و جرس حالا روز هم تمام شد.

نماینده «ناطق»؛ مجلس «نقاد»

یکشنبه, 08 آذر 1394 ساعت 06:27

 entekhabat2شعارهای انتخاباتی هم هویت و سمت و سوی سیاسی نامزدها را مشخص می کند و هم اگر متکی بر نیازها و مطالبات واقعی مردم باشد می‌تواند میزان رأی‌آوری آنها را بالا ببرد. به نظر می‌رسد به طور مثال شعارهای ذیل می‌تواند حامل هم جهت گیری‌های سیاسی یک نامزد خواهان تغییر باشد و هم دارای حالت و درونمایه دوبعدی ملی و محلی با هم بوده و برای اقشار وسیع مردم جاذبه داشته باشد. شعارهایی که می توانند سرتیترهایی برای برنامه های ذیل خود باشند: مبارزه با فساد؛ رفع تبعیض؛ «اولویت منافع ملی»(در روابط بین الملل بر اساس «تعامل» با کشورهای مختلف جهان)؛ آزادی های قانونی...

entekhabat1فرایند و سیما و سمت و سوی هر انتخاباتی را رهبر و دولت و جامعه مدنی شکل می دهند. این سه را باید با هم در نظر گرفت. نادیده گرفتن هر یک و یا اغراق و یا کوچک شماری نقش هر کدام، هر تحلیلی را به خطا می برد.

پر واضح است که دست بالا را در شکل‌دهی روند انتخابات بیش از همه رهبر و بیت قدرت و مرتبطین با آن به خصوص شورای نگهبان و طیف نظامی – امنیتی در دست دارند. در امتداد سیاست‌های آنهاست که دولت و جامعه مدنی می‌توانند اثرگذار باشند و البته در مواردی این خط سیر را تعدیل کنند و یا حتی تغییر دهند(مشابه رخدادی که در سال ۷۶ و ۹۲ به شکلی و سال ۸۸ به شکل دیگری اتفاق افتاد).