شنبه، ۱ مهر ۱۳۹۶ | Saturday, 23. September 2017

مقالات فرهنگی (51)

خلاصه پيام جهانى و جاودانه و داغ و درد او "ايمان، عمل و كار، تقوا، آزادى و تسامح و آخرت گرايى" بود. مجموعه انديشه او از سال 32 در سيماى يك "ايدئولوژى" آزاديخواهانه و حاكميت مردم طلبانه درآمد و تا آخر عمر نيز در اندازه هاى همين "ايدئولوژى معطوف به آزادى" باقى مي ماند. 

باز به کیمیایی محتاجیم

جمعه, 01 مرداد 1378 ساعت 04:13

تشابه قهرمانان فیلم های مسعود کیمیایی و دانشجویان 18 تیر ...

اگر اين سمينار را از زاويه ديد خودم بخواهم ببينم، اسمش را «من نوانديشي ديني را متهم مي‌كنم» مي‌گذارم. نوانديشي ديني بعد از انقلاب، در حوزه زنان بسيار كم‌كار بوده است. در نوانديشي ديني قبل از انقلاب ما ادبياتي داريم كه چه براي زمان خودش و حتي در برخي موارد براي زمانه ما نيز نو و راهگشاست.

نقدی بر یکی از مقالات نشریه عصرما ارگان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

پیش پرواز ایمان

سه شنبه, 20 بهمن 1377 ساعت 10:22

 بر سردر خانه ایمان نوشته ‏اند “هر کس نیاز و سؤالى ندارد، وارد نشود!” کسى که به این سؤال ها و نیازها نرسیده است، اساساً دنیایش دنیاى فردى است و تا این فردیت نشکند وارد آن باند پرواز نخواهد شد که انبیاء جاى پای شان را گذاشته ‏اند، جاده ‏اش را کوبیده‏ اند و هموار کرده ‏اند؛ تا به آن تجربه مستقیم برسد.

مگر "اسلام"، "گروه مافيايى" است؟

جمعه, 20 آذر 1377 ساعت 00:29

شریعتی و نقادی سنت

دوشنبه, 01 تیر 1377 ساعت 23:03

 اگر فرضاً نوگرايى دينى را از دهه‏ هاى 40 به بعد ايران تاكنون حذف كنيم و تصور كنيم چنين جريانى حضور نمى ‏داشت، جامعه ما شاهد رشد يك بنيادگرايى از نوع الجزاير مى‏ شد. يعنى جامعه به سمت دوقطبى شدن شديد بين سنت‏ گرايان از يك سو و قدرت مستقر كه داعيه نو و شبه مدرنيستى داشت از سوى ديگر مى‏ رفت.

تشيع سرخ يا تشيع سه رنگ ايرانى؟

یکشنبه, 01 تیر 1376 ساعت 12:56

 بازخوانى شريعتى،  تصويرى می دهد كه مى‏ توان آن را تشيع سه رنگ ايرانى دانست. اين تشيع سبز است، چون بر ضرورت فكر و فرهنگ و پژوهش و ضرورت مذهب و عرفان معتقد است، سفيد است چون عميقا شيفته و واله آزادى است و  به تدريج و مرحله مى ‏انديشد. سرخ است  چون درد فقرا و دغدغه زحمتكشان را دارد...

    روشنفكر ايراني‌ و به‌ ويژه‌ روشنفكر مذهبي‌ كه‌ مردم‌ و انسان‌ دوستي‌ را از شريعتي‌ و اسلافش‌ آموخته‌، اينك‌ مي‌بايست‌ در استمرار جوهره‌ و محتواي‌ حركت‌ وي‌ فرم‌ و قالبِ "رنسانس‌ فكري‌" را به‌ مثابه‌ ضروري‌ترين‌ شيوه‌ جهت‌ دستيابي‌ به‌ آرمان‌ها و اهداف‌ ملت‌ و ميهن‌دوستانه‌ و ايده‌آل‌هاي‌ بلند انساني‌ او برگزيند. و در مسير طرح‌ و تدوين‌ و تعميم‌ اين‌ "مباحث‌ بنيادي‌ ملي‌" گام‌ بردارد. شايد با اندكي‌ آينده‌نگري‌ بتوان‌ دستاورد و محصول‌ نهايي‌ اين‌ رنسانس‌ را در بخش‌ مهم‌ و اكثريتي‌ از روشنفكران‌ ايراني‌ يك‌ "ايدئولوژي‌ ملي‌ ـ مذهبي‌" دانست‌.