دوشنبه، ۷ بهمن ۱۳۹۸ | Monday, 27. January 2020

تولدت مبارک عبدالفتاح عزیز

منتشرشده در فیسبوک سه شنبه, 12 آبان 1394 ساعت 09:50

عبدالفتاح سلطانی زاده کربلاست. همیشه نوعی «شور» و «عنصر مقاومت» در وجود او مشاهده می شود. او خواسته هایی محدود و مشخص و مبتنی بر قانون (قوانین داخلی وقوانین بین المللی که حکومت ایران امضا کرده و به لحاظ حقوقی هم چون قوانین داخلی قلمداد می شود)، دارد. عبدالفتاح یک وکیل و یک فعال حقوق بشر است نه یک فعال سیاسی با خواسته هایی با نقطه عزیمت های آرمانی و فراوان و نامحدود. شاید روند پیگیری خواسته های مشخص و نقطه عزیمت قانون گرای سلطانی نیز در امتداد خود و در برخورد با موانع پیش رو به همان جایی برسد که پویش یک فعال سیاسی می رسد: دیواره استبداد و قانون شکنی سیستماتیک در قوه قضائیه. بدین ترتیب این دو مسیر متقاطع می شوند و این دو دایره متداخل و هم پوشان.
«عنصر مقاومت» عامل مهمی در ساییدن و فروریختن و راه بازکردن از میان موانع و دیواره هاست. یادآوری این عنصر در زمانه حاکمیت رئال پلتیک گاه بی اصول و بی مبنا ضرورتی هم سیاسی وهم اخلاقی است. چرا که کنار هم قرار دادن مصنوعی این دو بدون دقت بر تعارض ها و تضاد های شان امر متداولی شده است. همان طور که این روزها بازار گفت و گو در باره امام حسین گرم شده است بدون اینکه دقت شود چگونه می شود منش حسین را وقتی بر سر دوراهی اصول و ضد اصول؛ آرمان و ضدآرمان قرار می گیرد با پراگماتیسم نسبی گرای بی اصول متداول در بازار سیاست امروز ایران جمع کرد. و دید ترجمان منش حسین در زمانه ما چیست.
سلطانی زاده کربلاست و بر سر دوراهی هایی که راه میانه پراگماتیستی وجود ندارد؛ بنا به منش صادقانه اش، از آرمان های اخلاقی و حقوق بشری اش کوتاه نمی آید. همین چند مدت پیش در برابر پیشنهادهای وسوسه کننده آزادی در ازای سکوت، «نه»ای روشن و صریح گفت. این هم نوعی ارتباط وجودی با حسین و عاشوراست. عصبانیت و لجبازی دستگاه قضا و مسئولان غیرقضایی اش از سلطانی و صدور احکام سنگین و شگفت انگیز برای او و سخت گیری غیر انسانی در باره درمان پزشکی و استفاده از حق مرخصی، نیز به خاطر همین عنصر مقاومت و پرنسیب گرایی غیرپراگماتیستی است که در وجود او تجربه کرده اند.
یاد خاطرات شیرین و گرمابخشی که از وکالت چندباره اش در پرونده های مان از او دارم و داریم؛ به خیر. در دورانی که معدود بودند وکلایی که این چنین بی مزد و منت و بیم و هراس پرونده هایی از این دست را می پذیرفتند. و یاد خاطرات مان با محمد شریف نیز به خیر که همچون نامش شرافتی دارد در پیگیری این نوع پروند ها و پرونده مظلومان گمنامی که جز مرارت و زحمت، حتی رنج سفر به استان های دور با هزینه شخصی، برایش نه نامی دارد و نه طبق معمول نانی. خیلی ها نمی دانند رهیدن برخی فعالان سیاسی و قومی از خطر مرگ به همت چنین مردان والایی صورت گرفته است. او نیز در منش خود، ایستاده بر اصول خویش است. به خصوص بر منافع ملی.
به امید آزادی سلطانی صبور و به امید شادی و رضایت شریف و همه شریفان ایران.
تولدت مبارک عبدالفتاح عزیز.و در انتظار آزادی اش و و شادی خانم دهقان مقاوم و مهربان و مائده پیگیر و دلسوز پدر و همه مظلومان دربند.

فیس بوک 12 آبان 1394