دوشنبه، ۲۹ مهر ۱۳۹۸ | Monday, 21. October 2019

تجربه یک ماهه ام در فیس بوک

منتشرشده در فیسبوک سه شنبه, 05 خرداد 1394 ساعت 23:09

سلام بر همه دوستانم

حدود یک ماهی است که به فیس بوک آمده ام. هم حرف دخترم درست بود که می گفت وقت زیادی می گیرد (و سه روز پیش دوباره در تایید حرفش پرسید: وقتت را زیاد نمی گیرد!؟ راستش را گفتم: بله) و هم حرف پسرم که می گفت جوش خوب نیست! اما پشیمان نیستم. دوستان خیلی خوبی پیدا کرده ام. حتی دوستان دوران تحصیلاتم در نوجوانی! با برخی چت های مفید داشته ام. و منبع خبری خیلی خوبی پیدا کرده ام. البته بعد از عبور از فیلتر میزان وثوق احتمالی. کامنت های عمومی و برخی نظراتی که خصوصی ابراز می شود برایم خیلی مفید است. مخصوصا نظراتی که از داخل کشور مطرح می شود. خیلی خوشحالم که می توانم به طور غیر رسمی و راحت ابراز احساسات کنم از آزادی دوستانم و دلتنگی ام را مثل یک درد دل تقسیم کنم با دیگران در تنها شدن برخی دیگر از دوستان زندانی ام. هنوز خیلی راحت نیستم و رسمی می نویسم. ولی فهمیده ام که جو فیس بوک خیلی هم رسمی نیست. از اطلاع مستقیم از برخی کشمش های فیس بوکی دلگیرم. کاش فضای بهتر و پرتحمل تر و مودبانه تری (نسبت به صفحات سایت ها و وبلاگها) حاکم بود. ولی این حواشی وجه غالب نبود . حداقل برای من و در این مدت محدود. شاید اشتباه کرده باشم. نمی دانم. وگرنه خروج از فضای تنش و کشمکش و خروج از مدار ادب و احترام تنها یا اولین راهی است که جلوی پای هر کسی است.
حیف ظرفیت گرفتن دوستان جدید پر شد. باید چاره ای پیدا کنم. اما همه مطالبم را روی صفحه ام هم می گذارم. به توصیه و اصرار یکی از دوستان خیلی خوبم صفحه را باز کردم (در واقع باز کردیم؛ با ارشاد). در صفحه می توان دید که مطالب چقدر خوانده می شود و برخی کارهای آماری دیگر که هنوز در آن ها خیلی ناشی ام. از خوانده شدن وسیع مقاله ام در باره جاسوس های اسرائیل در ایران به خاطرحساسیت و نگاه ملی که در بین ایرانیان با گرایشات مختلف وجود دارد خیلی خوشحال شدم. اما از نیشتری که بر زخم حضور اطلاعات در اپوزیسیون زدم نمی توانم خوشحال باشم. پدیده خوبی نیست. به خصوص وقتی وارد دعواها و کشمکش های شخصی روزمره می شود و از هدفی که مقاله داشت فاصله می گیرد. در این باره باز خواهم نوشت.

پنجم خرداد 94