يكشنبه، ۳۱ شهريور ۱۳۹۸ | Sunday, 22. September 2019

رای دادن به جنایتکاران قابل توجیه نیست

منتشرشده در فیسبوک جمعه, 21 اسفند 1394 ساعت 13:42

اگر درداخل بودم و در یک سخنرانی سئوالی در باره رای دادن به جنایتکاران پرسیده می شد چه می گفتم؟ قطعا می گفتم به جای آنها به افراد دیگری رای دهید.

به نظرم اگردوستان سلیم النفس به خصوص کسانی که در سیاست ایران و از جمله انتخاباتش نفع شخصی (اعمازقدرت و ثروت و شهرت) ندارند و به عنوان یک وظیفه آرمانخواهانه مشارکت می کنند؛ تلاشی از سرناچار برای توجیه (به خصوص اخلاقی) رای دادن به برخی افراد با سوابق شدیدا جنایتکارانه در فهرست خبرگان نکنند؛ خیلی بهتر است. این توجیه راه به بن بست هایی بزرگتر می گشاید که پراگماتیسم افراطی قدم به قدم افراد را بدان سو سوق می دهد.

بالاترین و صادقانه ترین دلیل گویی را دوستی عزیز(رنج کشیده در دونظام) در داخل کشور مطرح کرد که به گرگان پیر و پشیمان(یا بازنشسته؟) رای می دهیم تا گرگان هار و جوان قدرت نگیرند. در مورد این عزیز هم مطمئنم اگر خود او این فهرست را می نوشت قطعا برخی اسامی در آن وجود نمی داشت.
اصلاح طلبان در دوران انتخابات دچار برخی خطاها شدند که یکی از آنها واگذار کردن تهیه فهرست خبرگان به طور دربست به تیم هاشمی بود. آن طیف (و البته برخی اصلاح طلبان مسن ترنیز) شاید حساسیتی روی نکته ای که بعدا در داخل و خارج مسئله ساز شد نداشته باشند. بهتر بود تهیه این لیست نیز بر اساس خرد جمعی تری صورت می گرفت و از مشورت طیف های جوانتر که اتصالات اجتماعی بیشتری دارند نیز استفاده می شد. اما متاسفانه شد آنچه شد. و عده زیادی از فعالان سیاسی در وضعیت سختی قرار گرفتند که در نهایت راه گریزی بر خود نمی یافتند. اگر خود آنها فهرست می بستند مطمئنا اثری از این نوع نام ها درآن نمی بود.
به یاد دارم در یک جلسه تصمیم گیری جمعی برای تهیه فهرست نامزدهای مورد حمایت برای شورای شهر اول که جمع زیادی از دوستان ملی – مذهبی حضور داشتند، یکی از افراد اصلاح طلب فعال و خوش فکر که سوابق امنیتی فراوانی داشت در این جمع که در مجموع جمع میانه رویی هم بود رای نیاورد. بر این اساس فکر می کنم از خرد جمعیِ ملی و اخلاقی و از جمله مصلحت اندیش/ پراگماتیست و نه الزاما آرمانخواهِ ذهنی و رمانتیک این گونه جمع ها، اسامی افراد بد سابقه ای که باید پاسخگوی نقاط بسیار تاریک گذشته شان باشند، به عنوان نامزد هیچ انتخاباتی بیرون نخواهد آمد.
و باز مطمئنم بسیاری از کسانی که از این فهرست ها حمایت کردند و یا طبق آن رای دادند احساسی همچون بهاره هدایت صادق و شجاع داشته باشند. شجاعتی که احساسش را با شفافیت تمام با ما در میان گذاشت. اما توهین به امثال بهاره های هدایت آرمانخواه و هزینه پرداخته نه شرط انصاف است و نه شرط مروت. و در برخی موارد نیز بیشتر به بهانه جویی سیاسی برای هو کردن رقیب می ماند.
در جلسه ای که به مناسبت سالگرد حصر رهبران جنبش سبز در پاریس تشکیل شده بود گرفته و عصبانی بودم. دوست عزیزی پس از جلسه گفت عصبانی بودنت را در طرح مباحث عمومی ندیده بودم که دیدم! بعد از آن نیز خانم آیدا قجر که در آن جلسه حاضر بود در مصاحبه ای که می خواست برای سایت زیتون انجام بدهد سئوالی را در رابطه با یک تعبیر تند که در آن جلسه دربحث انتخابات و در همین رابطه به صورت سربسته بکار برده بودم مطرح کرد که باز گفتم اگر می خواستم بیشتر توضیح بدهم که در همان جلسه می گفتم. اما همین جا اعتراف کنم در انتخاباتی که هر چند انتقادی و حداقل خواهانه اما با مقالات ومصاحبه ها و سخنرانی و میزگردهایی درآن مشارکت داشتم، علیرغم آن که هیچ گاه اشاره ای به لیست نامزدها و رای دادن به همه آنها نداشتم؛ اما یکی از نقاطی که همیشه گلویم را می گرفت و تلخی اندوهناکی به درونم می ریخت در رابطه با انتخابات خبرگان بود که خود معتقد بودم اهمیتش از مجلس شورا هم بیشتر است و حالا چنین لیستی برای آن همه جا گیر شده بود و کاری هم از دست کسی برای تغییر آن بر نمی آمد.
و وقتی تصویر دوستی صادق و آرمانخواه و زندان رفته در دهه شصت را دیدم که با دستکش در حال نوشتن رای بود سراسیمه به خودم گفتم اگر داخل بودم چه کار می کردم؟ نمی شد که مردم را دعوت به شرکت کنیم و خود کناره بگیریم. هر قدر با درون خود کاویدم دیدم در پای صندوق رای دستکش هم که به دست می کردم ( که احتمالا می کردم)، اما نمی توانستم برخی اسامی را بنویسم. چشم ها و نگاه های خیلی از قربانیان هم بند هنوز در خواب و بیداری همراهم هستند. و اگر درداخل بودم و در یک سخنرانی سئوالی در این باره پرسیده می شد چه می گفتم؟ دستکش و ..!؟ باز فکر نمی کنم . قطعا می گفتم به جای آنها به افراد دیگری رای دهید. علیرغم این که می دانستم اهمیتِ عملیاتی لیستی رای دادن چقدر زیاد بود.
حال چه خوب است به دوراز برخی هیاهوها ومچ گیری های سیاسی؛ این بخش از انتخابات ایران به عنوان یک «موضوع» و یک «مثال» مهم در مباحث و محافل آکادمیک مرتبط با فلسفه اخلاق مورد بحث عمیق قرار گیرد. انتخابات ایران یک «وضعیت» تازه و یک «مورد» داغ و حاد به مباحث پر دامنه و پرمناقشه و پرانباشت مباحث فلسفه اخلاق در جهان افزوده است. دیگر تنها «مثال» های کلاسیک و تکراری شده گذشته نیست که برغنای این مباحث می افزاید؛ اگر صادقانه و غیر جناحی و از منظر بهاره هدایت ها بدان بنگریم.
نوشته بهاره را که می خواندم خراش دستانی برآمده از تاریکنای دهه شصت که بر درون وقلب و روحم کشیده می شد را احساس می کردم که پاسخ می طلبد. می گفتم من به آنها رای نخواهم داد. مطمئن باشید. عهد همان عهد، پیمان همان پیمان. بهاره آن روزها و آن چشم ها و آن نگاه ها را ندیده است و راحت تر می تواند انتخاب کند اما نسل من چگونه می تواند برای این دشواره بزرگ فلسفه اخلاق از دیرباز تاریخ تا کنون پاسخی بیابد...

فیس بوک 21 اسفند 1394