سه شنبه، ۴ مهر ۱۳۹۶ | Tuesday, 26. September 2017

آیا آقای موسوی خوئینی ها به ضرورت عذرخواهی نرسیده است؟

منتشرشده در فیسبوک چهارشنبه, 31 خرداد 1396 ساعت 17:38
 
+وقتی سفارت آمریکا توسط  جمعی از دانشجویانی که خود را  «دانشجوی خط امام» نامیدند تصرف شد شوری
ضدامپریالیستی فضای کشور را دربرگرفت. عمل آنها توسط بسیاری از نیروهای سیاسی منتقد حکومت نیز مورد حمایت قرار گرفت.
 +به تدریج این جمع  که ظاهرا با برخی تصفیه های درونی هم همراه بود در مسائل داخل کشور نیز دخالت و موضع گیری کرد و به بازوی سیاسی و تبلیغی یکی از جناح های درگیر در عرصه سیاست و قدرت کشور تبدیل شد. این مسئله در موضوع به اصطلاح افشاگری های دانشجویان خود را عریان تر از همیشه کرد. 
 +با شروع این نوع افشاگری ها، مهندس بازرگان آنها را با استناداتی قرآنی «دانشجویان خط شیطان» نامید. دانشجویان  سفارت برخورد هیجانی-گزینشی با اسنادی که به دست شان افتاده بود را تکذیب میکردند. اما مطلعین سیاسی می گفتند مگر امکان دارد در سفارت آمریکا در باره دیدارهای  روزهای آخر انقلاب با آمریکایی ها از جمله از سوی روحانیون سندی نباشد!؟ ولی دانشجویان نه تنها چنین اسنادی را منتشر نکردند بلکه با انتشار سندی گفتند که تحلیل سفارت  در رابطه با حزب تازه تاسیس جمهوری اسلامی این است که «حزب جمهوری اسلامی دشمن دیرینه آمریکاست». این برخورد می خواست تحلیل معکوسی در رابطه با شایعات و شنیده های مرتبط با  سران حزب و مشخصا دکتر بهشتی را اعلام کند.
+ اخیرا آقای موسوی خوئینی ها- روحانی پشت صحنه ماجرا و مرتبط با بیت رهبر وقت جمهوری اسلامی- در پاسخ به سئوالی در  باره ارتباطش با دکتر بهشتی ضمن اشاره به اینکه قبل از انقلاب قصد تاسیس حزبی (از جمله همراه با دکتر بهشتی) را داشته اند که با مخالفت آقای خمینی مواجه شده؛ اشاره ای روشن به همان چیزی کرده است که قبلا سعی در لاپوشانی اش می شد.
+هر چند اسناد به دست آمده از سفارت در مورد افراد و دولتمردان مشهور آن زمان ( از جمله دکتر بهشتی) هیچ یک دلیلی برای وابستگی و یا همکاری آنها با آمریکایی ها نبود اما انتشار جهت دار برخی اسناد سفارت در آن جو هیجانی، علیه افرادی چون عباس امیر انتظام و مرحوم میناچی و ... جز جوسازی و غوغاسالاری علیه ایشان نبود که به پرداخت بهای سنگینی توسط برخی از آنان به خصوص مرد وطندوست و مقاومی مثل عباس امیرانتظام منجر شد. 
+نوشته آقای خویئنی ها که در کانال تلگرامی شان آمده چنین است:
 «بنده پس از پیروزی انقلاب تنها یک جلسه با ایشان داشتم و آن هم در منزل خود آن شهید بود. موضوع جلسه بررسی برخی از اسناد لانه بود که به ایشان مربوط می‌شد. دانشجویانی که بر روی اسناد کار می‌کردند در انتشار این سند به تردید افتاده بودند و به من مراجعه کردند. من که سند را دیدم، هیچ نکتۀ ضعفی برای مرحوم بهشتی در آن سند نیافتم، ولی به نظر می‌رسید در فضای بسیار غبارآلودی که منافقین برای ایشان به وجود آورده بودند، اگر این سند منتشر شود، دستاویزی برای منافقین و شاید دیگران خواهد شد و تنش‌ها را افزایش می‌دهد. یکی از دوستان مشترک بنده و مرحوم بهشتی با نظر من مخالف بود و ایشان معتقد بود اگر این سند منتشر نشود، دستاویزی برای بدخواهان خواهد شد و خواهند گفت حتماً چیز بدی بوده است که منتشر نکرده‌اند. موضوع با خود شهید بهشتی در میان گذاشته شد. ایشان صلاح دانستند که موضوع در جلسه‌ای بررسی شود. این جلسه در منزل آن مرحوم با حضور خود ایشان و آقایان آیت‌الله موسوی اردبیلی و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، که درود و غفران الهی بر آنان باد، و آیت‌ا‌لله خامنه‌ای، که عمرش مستدام باد، و بنده تشکیل شد. پس از بررسی موضوع از زوایای مختلف، سرانجام جمعِ حاضر به این نتیجه رسید که آن سند در شرایط فعلی منتشر نشود.»
 
+آیا نمی شد همین مصلحت سنجی در مورد عباس امیرانتظام و دیگران هم صورت می گرفت؟
+آیا وقت آن نرسیده است که آقای خوئینی ها به عنوان یک وظیفه انسانی و اخلاقی از برخورد های موسوم به افشاگری دانشجویان خط امام علیه افرادی بی دفاع، از افکار عمومی مردم ایران به طور عام و از شخص آقای انتظام به طور خاص عذر خواهی کنند؟
فیسبوک 30 تیر 1396