پنجشنبه، ۲۷ مهر ۱۳۹۶ | Thursday, 19. October 2017

وقاحت در «ماجرای نیمروز»

منتشرشده در فیسبوک جمعه, 19 خرداد 1396 ساعت 16:47
+ فیلم «ماجرای نیمروز» در مسیر هدایت- حمایت شده ای که در رابطه با روایت رسمی تاریخ پس از انقلاب آغاز شده گام بزرگی به جلو برداشته است: گامی به نام وقاحت.
+ فیلم اگر علامتی از پیگیری حقیقت از خود نشان می داد قابل تحمل بود اما از پیش تصمیم به پوشاندن حقیقت گرفته است: اولا تاریخ را وارونه و از آخر به اول می بیند و ثانیا همان  را هم به صورت شگفت انگیزی تحریف می کند. 
+به قول صادقانه زیبا کلام معلوم نیست مجاهدین در این فیلم چرا دست به سلاح و خشونت برده اند؟ این روایت تحریف شده نمی گوید مجاهدین که در بسیاری صحنه ها حتی تا مرحله انقلاب فرهنگی به صورت انتقادی اما در کنار دستگاه رسمی بودند؛ وقتی که حتی آزادی فروش نشریات و تجمعاتشان را نداشتند و ده ها نفر از هواداران شان در حملات چماقدارها کشته شدند و وقتی که راه هر گونه مشارکت سیاسی در مجلس و ریاست جمهوری و ... به روی یک نیروی سابقه دار و هزینه پرداخته انقلاب بسته شد، خام و شتابزده و برخلاف نظر صائب برخی  افراد رده بالای شان وارد این مرحله و در واقع تله جریان مقابل شد. 
+ این دام ریشه در تضادهای داخل زندان شاه داشت. نگاه حذفی جریان آقای خمینی که به هیچوجه قصد راه دادن به مجاهدین نداشت و از تشکیل شورای انقلاب گرفته تا انتخابات ریاست جمهوری و مجلس  راه را بر مجاهدین حتی پس از رای آوردن سد میکرد بسیار مشتاق بود آنها  را به رو دررویی خشن و نظامی بکشد تا حذفش کند. خودبرحق و برتربینی مجاهدین و جاه طلبی برخی سرانش و سابقه نظامی (که هر دو طرف ماجرا) داشتند ورود به این تله را تسهیل کرد و سرنوشتی را رقم زد که همه نیروهای دیگر سیاسی کشور را نیز به گرداب افکند. جریان انحصار طلب و خشن حاکم  هم از این فرصت بزرگ بالاترین بهره را برای سرکوب کل منتقدان برد. اگر چنین سرکوبی نبود سیر شتابان رشد جامعه ایران می توانست رخداد دوم خرداد 76 را ده سال زودتر رقم بزند.
+ متهم اصلی رخدادهای اولیه انقلاب؛ حزب جمهوری اسلامی  با همسویی و همکاری همه جانبه رهبر بنیانگذار بود. این به معنای عدم نقد مخالفان چه در کل کشور و چه در برخی مناطق (مثل کردستان) نیست. این نقدها اما آن ها را در رده های بعدی صندلی اتهام  بسته شدن فضا و خشن شدن رقابت های سیاسی قرار میدهد. جدا از افزودن اصل ولایت فقیه بر قانون اساسی تهیه شده در شورای انقلاب و اراده انحصار طلبانه سران حزب؛ مسئولیت قدرت مستقر نسبت به مخالفان ولو خطاکار، در مدیریت فضای سیاسی بسی بیشتراست.
+ اگر فضا برای  فعالیت منتقدان باز بود و راه برای مشارکت سیاسی آنها از طریق صندوق رای بسته نمیشد سرنوشت ایران از اساس به گونه ای دیگر رقم میخورد و خطاهای مخالفان و  حتی خصلت های جاه طلبانه برخی رهبران شان، هم در درون گروه خودشان و هم در پای صندوق رای مهار و تعدیل میشد. اما رهبران حزب که  خطر تبدیل شدن شتابان به اقلیت را می دیدند بازی دموکراسی را برهم زدند.
+ تحریف شرم آور دیگر فیلم تصویری است که از دو طرف ماجرا میدهد. انگار نه انگار که در سوی حاکمان داغ و درفش و اعدام حتی برای نشریه فروشی رایج بود. گویی اینها  خیلی عاطفی و عاشق پیشه بودند و مراقب اینکه  به مردم آسیب وارد نشود! و فقط از دست کسانی که بچه 5 ساله را کشته اند عصبانی می شوند و میخواهند او را بکشند (نه حتی شکنجه کنند!). فیلم حتی هراس دارد نام مستعار شکنجه یعنی «تعزیر» را هم بکار برد. 
+این که مجاهدین پس از ورود به فاز نظامی و از دست رفتن رهبرانی چون موسی خیابانی که میتوانست تا حدی مهارکننده رشد خصلتهای جاه طلبانه رهبری مجاهدین باشد چه سیر درونی و بیرونی طی کردند حکایت دردناک دیگری است که  یک جریان پرتلاش و هزینه پرداخته را به نقطه ای برساند که بسیاری فکر کنند سرنوشت سخت تری با آنها خواهند داشت تا با  جنایتکاران بازمانده از آن دهه سیاه و پرفاجعه. 
+شاید نسل جدید نداند همان طور که برای پاره ای از نسل من ( که البته من جزء آنها نبودم) امثال همت ها و باکری ها اسطوره های قابل احترام بودند، برای پاره دیگری از نسل من (که باز من جزء شان نبودم) امثال موسی خیابانی چنین شانی داشته اند. حکایت مثله کرده تاریخ اگر چه طیف اندکی را برای مدتی فریب دهد اما در عصر رسانه ها نمیتوان خورشید حقیقت را پشت ابرهای دروغ و دغل پنهان کرد. آنگاه وقتی که همان طیف بفهمد فریب چه ریاکارانی را خورده است قضاوتی دیگر در باره صحنه های انتهایی فیلم خواهد داشت.
+مدت هاست  از منظری به عرصه سیاست و زندگی مینگرم که جان باختگان برای استقلال در جنگ همان قدر برایم ارزش وجودی دارند که جان باختگان برای آزادی  در زندان ها. و چه شباهت شگفتی دارند این دو دسته در سادگی و گذشت و پاک باختگی. کاش این دو پاره نسل من را چنین در برابر هم قرار نمی دادند. این نسل کم مصرف و پرتلاش می توانست ایرانی بسیار آباد و آزاد بسازد.
فیسبوک 18 تیر 1396