سه شنبه، ۴ مهر ۱۳۹۶ | Tuesday, 26. September 2017

انتخابات صحنه رقابتی نابرابر

منتشرشده در فیسبوک شنبه, 08 اسفند 1394 ساعت 20:26

انتخابات صحنه رقابت نابرابر دو، سه جریان سیاسی بود...
صف محذوفین سیاسی مرتب طولانی تر شده است. حذف چپ های غیر مذهبی و ملی ها و ملی – مذهبی ها و لائیک ها تا اصلاح طلبان سبز و .... نمادی از خودی – غیرخودی کردن حذفی و خشونت گرای سیستم ولایت محور در این چند دهه است. اما در میان اصلاح طلبانی که سرمرز قدرت قرار دارند و تنها برخی معتدلین شان به درون راه دارند نیز این انتخابات همراه با قلع و قمع بود. تنها تیم دوم یا سوم آنها می توانست وارد رقابت شود. شاید تنها تهران بود که تا حدی و سطحی از رقابت در آن در جریان بود. تهران جور کل کشور برای رقابت را بر دوش می کشید.
در خبرگان تصفیه و مهره چینی قوی تر از مجلس بود و باز تهران به صورت نمادین تابلوی رقابت جریانات و سیاست های مختلف آنان بود.
علاوه بر حذف رسمی نامزدها، در حوزه تبلیغاتی هم همین تبعیض و نابرابری حاکم بود. دستگاه عریض و طویل تبلیغات رسمی کشور یکسره و با تندی و توطئه گری تمام در اختیار جریان رقیب اصلاح طلبان و حامیان دولت بود.
به لحاظ امکان فعالیت و تشکل یابی نیز همین نابرابری مشهود بود. یک طرف در امنیت کامل و طرف دیگر به خصوص نیروهای ستادی اش در بیم و هراس احضارو تهدید و حبس و تعلیق شغلی و تحصیلی و ...
نامزدهایی هم که در نهایت از هفت خان صلاحیت گذشتند تابلوی روشنی از نابرابری بود. یک طرف ماجرا در بسیاری از حوزه ها اساسا دنبال فرد یا افرادی می گشت که لااقل بتواند از وی حمایت کند. در برخی مناطق به تعداد کافی نیز نامزد نمی یافت و فهرست ناقص می داد. طرفه تر اینکه در موارد زیادی افرادی از فهرست حریف را به صورت مشترک نامزد خود معرفی می کرد.
این نابرابری و تبعیض حتی در مرحله اعلام آراء نیزبه عنوان نماد دیگری از کل انتخابات به چشم می خورد. تنها رسانه های امنیتی حریف است که به نتایج شمارش آراء دسترسی دارند و لحظه به لحظه فهرست و نتایج تایید شده و نشده اعلام می کند. نتایجی که بعضا مدتی بعد از سوی مراجع رسمی تایید می شود.
باقی ماندن جریان اصلاح/اعتدال در صحنه و ادامه آرام و بردبار( و حتی توسری خور!) بازی علیرغم همه تبعیض ها و تهدیدها و تحریک ها و مشی حداقل خواهی آن چنان بود که برخی ناظران منصف تر از صف رقیب صادقانه نوشتند که صبوری حریف آن چنان است که باید به اصول گرایان درس اصول گرایی بدهند.
با این مقدمات و در صحنه ای این چنین نابرابر است که باید نتایج انتخابات را تحلیل کرد. نمی توان همچون هواداران احساساتی تیم های ورزشی تنها به نتیجه پس از سوت پایان توجه کرد و گفت کی برد و کی باخت. در سیاست فرایندها گاه از نتایج موثرتر می شوند و یا جنبه نمادین و غیرمستقیم آن مهم تر از جنبه های آنی و مستقیم آن. هر چند آموزه ها و رسوبات تدریجی پراگماتیسم افراطی که در فضا موج می زند اثر خود را می گذارد و همه منتظر نتایج ملموس و آنی اند. «زود» و «زیاد خواهی» که در ابتدای انقلاب توسط مرحوم بازرگان نقد می شد به «کم» خواهی تبدیل شده است اما همچنان «کوتاه» خواهی و زود خواهی اش باقی مانده است؛ «جامعه کوتاه مدت» به تعبیر یک اندیشمند.
شاید به عنوان یک ناظر صحنه باید «انتخابات تهران» را نمادی از یک رقابت نسبی سیاسی دید در میان دو گرایش: گرایشی بدنبال صلح و تعامل با جهان و منطقه و پذیرای نسبی رقابت درون سیستمی در داخل و گرایش ستیزه گر با دشمن و بدنبال تقویت آنچه محور مقاومت می نامد در منطقه (البته در واقع و در اصل برای جنگ نیابتی برای حفظ قدرت خود) و جستجوی مستمر نفوذی های دشمن در داخل ( و در واقع توجیه تزویرگرانه حذف و تصفیه و سرکوب هر منتقد و مخالف و دگراندیش).
نتایج انتخابات تهران است که صدای مردم رنجور و بی صدا اما ناظر هوشیار و تجربت آموخته را بازتاب می دهد. جنبه نمادین دارد و البته اندازه تاثیرش به میزان شنوایی حاکمان بستگی دارد. گوش های قدرت در ایران مدت هاست که سنگین است. کاش می شد برای شان سمعکی به عنوان هدیه خرید.
تجربه تاریخ اما نشان داده این صدا اگر زود و دقیق شنیده نشود خاموش نخواهد شد و به طریقی دیگر خود را به گوش حاکمان خواهد رساند. مردم ایران شمّی قوی برای پیدا کردن این طرق دارند.
اهمیت سیاسی و نمادین انتخابات تهران بزرگترین دلیل تاخیر تامل برانگیز اعلام نتایج آن است. همه منتظرند...

فیس بوک 8 اسفند 1394